- « من عمل بثلاث خصال ، أعطاهاللَّه الجنّة : أوّلها معرفة اللَّه - عزّوجلّ - بقلبه ولسانه وسمعه و جميع جوارحه ؛ والثّانى أن يكون بما فى يد اللَّه أوثق ممّا فى يديه ؛ والثّالث يرضى بما قسّم اللَّه له وهو مستيقن أنّ اللَّه تعالى مطّلع عليه ولا يحرِّك شيئاً من جوارحه إلّا بإقامة الحجّة عند اللَّه ، فذلك حقّ المعرفة .
و تفسير الثقة باللَّه أن لا تسعى فى طمع ، ولا تتكلّم فى طمع ، ولا ترجو دون اللَّه ، ولا تخاف دون اللَّه سواه ، ولا تخشى من شىء سواه ، ولا يحرّك من جوارحه شيئاً دون اللَّه .
و تفسير الرضا على أربع خصال : أوّلها أمن من الفقر ، والثّانى حبّ القلّة ، والثّالث خوف الضمان ، و تفسير الضمان أن لا يخاف إذا وقع فى يده شىء من أمر الدنيا أن يقيم حجّته بين يدى اللَّه فى أخذه وإعطائه على أىّ الوجوه كان . »
هر كس به سه خصلت عمل كند ، خداوند بهشت را به او عطا مىفرمايد : اول : شناخت خداوند - عزّوجلّ - با قلب و زبان و گوش و تمامى اعضاء و دوّم : اين كه به آن چه نزد خداوند است اعتماد بيشترى داشته باشد تا نسبت به آن چه در نزد خودش است و سوّم : به آن چه خداوند برايش قسمت كرده ، خشنود باشد ، در حالى كه يقين داشته باشد كه خداوند متعال بر او آگاه و مشرف است و هيچيك از اعضايش را حركت ندهد ، مگر با داشتن حجت نزد خداوند ، پس اين است حقّ شناخت .
و تفسير اعتماد به خداوند آن است كه با آز و طمع عمل نكنى [ و يا راه نروى ] و با آز و طمع سخن نگويى و به غيرخداوند اميد نداشته باشى و به از غير خدا نترسى و از چيزى جز خداوند بيم نداشته باشى و انسان هيچ يك از اعضايش را براى غيرخدا حركت ندهد .
و تفسير خشنودى بر چهار خصلت است : اول ، ايمنى از نادارى و فقر و دوم ، دوست داشتن كمى و اندكى [ روزى ] و سوم ، ترس از ضمانت .
و تفسير ضمانت آن است كه وقتى چيزى از امر دنيا در دستش واقع شد ، اين كه دليلى نزد خداوند داشته باشد ، در گرفتنش و دادنش به هرگونه كه بوده باشد .
- « ألتوكّل أربعة : توكّل على المال ، و توكّل على النفس ، و توكّل على النّاس ، و
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 308
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٠٨