آيا گمان مىكنيد كه اگر خداوند شما را امروز بميراند از شما نماز فردا را مطالبه و درخواست مىكند ؟ پس همانگونه كه از شما نماز فردا را نمىخواهد ، شما هم از او روزى فردا را طلب نكنيد شايد تا فردا نمايند .
- « متى أغفل العبد قلبه عن اللَّه والتفكّر فى صُنعه ومنّته عليه ثمّ مات ، مات عاصياً ؛ لِأنّ العبد ينبغى له أن يكون قلبه أبداً مع اللَّه ، يقول : يا ربِّ ! أعطنى الإيمان ، وعافِنى من البلاء ، واسترلى عيوبى ، وارزقنى ، واجعل نعمتك متواليةً علىَّ ، فهو أبداً متفكّر فى نعماللَّه عليه ، فالتفكّر فى منّةاللَّه شكر ، والغفلة عنه سهو . »
هرگاه بنده قلبش را از خدا و تفكّر در خلقت و منّتها و بخششهاى او برخودش غافل گرداند و سپس مرد ، با حالت گناه و معصيت مرده است ؛ زيرا سزاوار است كه بنده همواره قلبش با خدا باشد ، بگويد : پروردگارا ! به من ايمان عطا كن و از بلا و گرفتارى عافيت بخش و عيبهايم را بپوشان و مرا روزى ده و نعمتهايت را پى در پى بر من قرار بده ؛ بنابراين او همواره در نعمتهاى خدا بر او مىانديشد ، پس تفكر در منت و بخشش خداوند شكر است و غفلت از او سهو و فراموشى است .
- « يعرف تقوى الرجل فى ثلاثة أشياء ! فى أخذه ومنعه وكلامه . »
تقواى مرد در سه چيز شناخته مىشود : در گرفتن و خوددارى نمودن و ندادن و سخن گفتنش .
- هر كه در مصيبت جزع كند ، چنان است كه نيزه برگرفته و با خدا مىجنگد .
- اصل طاعت خوف است و رجاء و محبّت ، علامت خوف ترك محاربه است و علامت رجاء طاعت دايم و علامت محبّت شوق و انابت .
- هلاك مردم در سه چيز است : گناه كنند به اميد توبه ، توبه نكنند به اميد زندگانى و توبه نكرده بمانند به اميد رحمت ؛ پس چنين كس هرگز توبه نكند .
- از عدهى بىشمارى از علما از پنج چيز سؤال كردم ، جواب همه يكى بود ؛ پرسيدم : خردمند كيست ؟ گفتند : آن كه دنيا را دوست ندارد ، پرسيدم : توانگر كيست ؟
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 310
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣١٠