گفتند : آنكه به قسمت خدا راضى باشد ، پرسيدم : زيرك كيست ؟ گفتند : آنكه دنيا او را نفريبد ، پرسيدم : درويش كيست ؟ گفتند : آنكه در دلش طلب زياده نباشد ، پرسيدم :
بخيل كيست ؟ گفتند : آنكه حقّ خداى را از مال ندهد .
- من از گناه نكرده بيش از كرده مىترسم .
- « إصحب النّاس كما تصحب النّار ، خُذ منفعتَها واحذر أن تُحرقك . »
همانگونه كه با آتش مصاحبت مىكنى ، با مردم مصاحبت داشته باش ، سودت را ببر و بپرهيز از اين كه تو را بسوزاند .
- « الزّاهد هو الذى يقيم زهده بفعله ، والمتزهّد هو الذى يقيم زهده بلسانه . »
زاهد كسى است كه زهدش را به واسطهى كردارش استوار مىگرداند و كسى كه خود را [ به صورت غيرواقعى ] به زهد نسبت مىدهد آن كه زهدش را با زبانش ثابت مىكند .
- « حقيقة الزهد ، الركون والسكون وتحوّل الأعضاء والغصون والتخلّى من القُرى والحصون . »
حقيقت زهد عبارت است : از آسودن و تكيه كردن و آرامش [ قلبى ] و دگرگونى [ و حركت ] اعضاء و جوارح و خالى شدن از شهرها و قلعهها [ و تعلّقات افزون بر مقدار لازم دنيوى ] .
- « إتّق الأغنياء فإنّك متى عقدتَ قلبك معهم وطمعك فيهم ، فقد اتخذتَهم أرباباً من دون اللَّه . »
از توانگران بپرهيز ، زيرا وقتى قلب و آز و طمع خود را با ايشان گره و پيوند زدى ، مسلّماً آنان را ارباب جز خدا [ و در برابر خدا براى خود ] خواهى گرفت .
- چون عالم طمع بورزد و جمع مال كند ، جاهل به چه كس اقتداء كند ؟ و چون فقيرى كه به فقر شهرت دارد ، رغبت به دنيا داشته باشد و رغبت به نعمت و لباس و ازدواجش داشته باشد ، راغبين به دنيا و ساير امور به چه كس اقتدا كنند ، تا از رغبت خارج شوند ؟
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 311
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣١١