ريشهى هلاكت ادّعا كردن است و ريشهى خيرات ، اظهار نياز است .
- « إستجلب حلاوة الزّهد بقصر الأمل ، واقطع أسباب الطمع بصحّة اليأس ، وتعرّض لرقّة القلب بمجالسة أهل الذكر ، واستجلب نور القلب بدوام الحَذر ، واستفتح باب الحزن به طول الفكر ، وتزيّن للَّهبالصدق فِى كلّ الأحوال ، وتحبب إلى اللَّه بتعجيل الإنتقال ، وإيّاك والتسويف ! فإنّه يغرق فيه الهَلكى ، وإيّاك والغفلة ! فإنّ فيها سواد القلب ، وإيّاك والتوانى فيما لا عذرَ فيه ! فإنّها ملجأ النّادمين ، واسترجِع سالفَ الذنوب بشدّة الندم وكثرة الإستغفار ، واستجلب زيادة النِعم بعظم الشكر ، واستدم عظيم الشكر بخوف زوالالنَعم . »
شيرينى زهد را با كوتاه كردن آرزو به سوى خود بكش و اسباب طمع و آز را با يأس و نوميدى درست [ از مردم ] قطع كن و با نشست و برخاست با اهل ذكر متعرّض رقّت و نازكى دل باش و نور قلب را با ترس دايمى [ از پروردگار ] به سوى خود بكش و دَرِ حزن و اندوه را با تفكر طولانى بگشاى و با صدق و راستى در تمامى حالات [ خود را ] براى خداوند بيآراى و با زود منتقل شدن [ و سريع عمل كردن ] اظهار محبّت و دوستى به درگاه الهى بنما و بپرهيز از تأخير انداختن و امروز و فردا كردن ، زيرا مبتلايان به هلاكت و نابودى در آن غرق مىشوند و بپرهيز از غفلت ؛ زيرا در آن سياهى قلب است و دورى كن از سستى كردن در آن چه عذرى در آن ندارى ؛ زيرا سستى كردن پناهگاه پشيمان شوندگان است و گناهان گذشتهات را با پشيمانى شديد و استغفار بسيار بازگردان و افزونى نعمتها را با شكر و سپاسگزارى بزرگ به سوى خود جلب كن و شكر بسيار را با ترس از زايل شدن نعمتها تداوم بده .
- « هى نعمة ومصيبة ، فالنعمة ما دعااللَّه الخلق إليه من معرفته ، والمصيبة ما ابتلاهم فى أنفسهم ومخالفتها . »
نعمت است و مصيبت ؛ پس نعمت همان معرفت خداست كه خداوند مردم را به سوى آن خوانده و مصيبت همان نَفْس و مخالفت كردن با آن است كه خداوند ايشان را به آن گرفتار نموده و آزموده است .
- « النفس صنم ، والروح شريك ، فمن عبد نفسه فقد عبد صنماً ، و من عبد روحَه عبد
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٦٧