تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
يُعجبه شىء ، و لم يسكن إلى شىء ، غيراللَّه قطّ ، فاللَّه مونسُه ومؤدّبه وكالئه وحافظه وجليسه وأنيسه ، إيّاه يناجى ، وله ينادى ، و به يستأنس ، وإليه يرغب ، وإليه يستريح ؛ قال اللَّه‌جل ذكره : « طوبى لمن خلقتُه فعرفنى ، ودعوتُه فأجابنى ، وأمرته فأطاعنى ، ورزقتُه فحمدنى ، وأعطيته فشكرنى ، وابتليته فصبر لى ، وعافيته فذكرنى ومدحنى . » هنگامى كه بنده‌اى از دنيا خالى شد و ازخويش به سوى خدا گريخت و اثر مردم از دلش ساقط شد ، از چيزى خوشش نمىآيد و هرگز به چيزى غير خدا آرام نمىگيرد ؛ پس خداوند مونس و پرورش دهنده و نگاهدار و پاسبان و حافظ و همنشين و انيس او مىباشد ، فقط با او مناجات كرده و او را ندا مىدهد و به او انس مىورزد و به سوى او ميل دارد و به سوى او مىآسايد ، خداوند - جلّ ذكره - مىفرمايد : « خوشا به حال كسى كه او را آفريدم پس مرا شناخت و او را خواندم و اجابت نمود و به او دستور دادم و از من اطاعت نمود و روزى دادم و ستايشم نمود و اعطاء كردم و از من شكر و سپاسگزارى نمود و او را مبتلا و گرفتار نمودم و براى من صبر و شكيبائى نمود و عافيت و تندرستى دادم و مرا ستود . - « الدنيا كلّها جهل إلّاالعلم فيها ، والعلم كلّه و بال إلا العمل به ، والعمل كلّه هباء منثور إلّا الإخلاص فيه ، والإخلاص فيه أنتَ منه على وَجَل ، حتّى تعلم هل قَبِل أم لا . » دنيا همگى جهل و نادانى است ، مگر علم و آگاهى در آن و علم همگى رنج و سختى و بدفرجامى است مگر عمل به آن و عمل همگى همانند گَردْ ، پراكنده و پوچ است مگر اخلاص در آن و از اخلاص در عمل ترس و هراس دارى تا اين كه بدانى كه آيا آن عمل از تو قبول شده است يا خير ؟ - « شكر العلم العمل ، وشكر العمل زيادة العلم . » شكر علم ، عمل است و شكر عمل افزون شدن علم است . - « البِطنَة أصل الغفلة . » بسيار پر بودن شكم ، ريشه‌ى غفلت است . - « لا يكون العبد مقيماً على معصية إلّاوجميع حسناته ممزوجةٌ بالهوى ، لا تخلص له