- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فقهاء علما كادوا من الفقه أن يكونوا أنبياء . ثمّ قال النبىّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - : إذا كان الأمر كما تقولون ، فلا تبنون مالا تسكنون ، ولا تجمعون مالا تأكلون ، واتقوااللَّه الّذى إليه تصيرون . ففسَّروا : « لا تبنون مالا تسكنون » يعنى الأمل ، و « لا تجمعون مالا تأكلون » يعنى الحرص ، و « اتقوا اللَّه الذى إليه تصيرون » يعنى المراقبة . »
عدّهاى بر پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - وارد شدند حضرت فرمود : اين گروه كيانند ؟
گفتند : مؤمن هستيم . فرمود : براى هر گفتارى حقيقتى است ، پس حقيقت ايمان شما چيست ؟
گفتند : شكر و سپاسگزارى در هنگام خوشى و آسايش و صبر و شكيبايى در هنگام بلا و گرفتارى . پس پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود : [ اينان ] فقيهان و دانشمندانى هستند كه نزديك است از جهت فقه و ژرفايى فهم ، پيامبر گردند . سپس پيغمبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود : اگر امرتان اين چنين است كه مىگوييد ، پس آن چه [ خانهاى ] را كه ساكن نمىشويد نسازيد ، آن چه را كه نمىخوريد جمع نكنيد و تقواى خداوندى را كه به سوى او برمىگرديد ، داشته باشيد ، ( پس [ اين كلام حضرت ] . « آن چه را كه ساكن نمىشويد نسازيد » را اينگونه تفسير كردهاند كه يعنى آرزو [ نداشته باشيد ] و [ اين فرمايش حضرت : ] « آن چه را كه نمىخوريد جمع نكنيد . » يعنى حرص [ نداشته باشيد ] و [ اين سخن حضرت : ] « تقواى خداوندى را كه به سوى او بازمىگرديد داشته باشيد » يعنى مراقبه [ داشته باشيد ] .
- « لا يفتح اللَّه قلبَ عبدٍ فيه ثلاثة أشياء : حبّ البقاء ، وحبّ الغِنى ، وهمّ غدٍ . »
خداوند قلب بندهاى كه در آن سه چيز باشد نمىگشايد : محبّت به باقى ماندن ، دوستى بىنيازى و توانگرى و فكر و هم و غم فردا را خوردن .
- « لا تفتشِ عن مَساوى النّاس وردائة أخلاقهم ، و لكن فتشّ وابحث فى أخلاق الإسلام ما حالك فيه ، حتّى تسلم ويُعظم قدره فى نفسك وعندك . »
از بدىها و اخلاق و خُلق و خوى پست مردم جستجو و كاوش مكن ، بلكه در اخلاق اسلام از اين كه حال تو در آن چگونه است تفحّص و جستجو و كاوش كن تا سالم مانده و ارزش او در جانت و نزدت بزرگ باشد .
- « إذا خلا العبد من الدنيا ، وهرب من نفسه إلى اللَّه ، و سقط من قلبه أثر الخلائق ، لم
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 260
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٦٠