تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
براى مريد [ خداوند ] ده مقام است : اظهار محبت به خداوند با انجام مستحبات و آراستن خود نزد خدا به خيرخواهى نسبت به امّت [ حضرت رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ] و انس داشتن با سخن خداوند و صبر براحكام و قضاى الهى و برگزيدن و مقدّم داشتن امر خويش و شرم و حياء از نظر او ، بذل كردن تمام توان در آن چه كه او دوست دارد و خشنود بودن به كم و قناعت ورزيدن به گمنامى و بىنشانى . - « للخائف عشر مقامات : الحزن الّلازم ، والهمّ الغالب ، والخشية المقلقة ، وكثرة البكاء ، والتضرّع فى الليل والنهار ، والهرب من مواطن الرّاحة ، وكثرة الولَه ، ووجلُ القلب ، وتنغّص العيش ومراقبة الكمَد . » براى كسى كه [ از خداوند ] بيمناك و ترسناك است ده مقام است : اندوه پيوسته و همّ و انديشه‌اى كه غالب باشد و خشيت [ و ترس از عظمت حقّ ] كه پريشانى آور است ، و بسيار گريستن و زارى و التماس [ به درگاه الهى ] در شبانه روز و گريختن از جايگاه‌هاى راحتى و آسودگى ، بسيار سرگشته بودن و ترسناك و لرزان بودن دل و گوارا نبودن زندگانى و مراقبت و پاسداشت حزن و اندوه سخت [ پاييدن بيمارى دل از حزن و اندوه شديد ] . - « عجبتُ لمن غدا فى طلب الأرباح وهو مثل نفسه لا يربح أبداً . » در شگفتم از كسى كه صبح مىكند و در پى طلب بهره‌ها و سودها مىشود ، در حالى كه نفس او هيچ‌گاه سودنمىبرد . - « المغبون من فنيت أيّامُه بالتسويف ، والمغبون من تمنّى الصّالحون مقامَه . » زيان‌كار ، كسى است كه ايّامش با عقب انداختن و امروز و فردا كردن از بين برود و مغبون كسى است كه صالحان مقامش را آرزو كنند . - « أربع خصال ترفع العبد : العلم والأرب والعفّة والأمانة . » چهار صفت [ مقام ] بنده را بالا مىبرد : علم ، ادب ، عفّت ، امانت . - « التوكّل ، الإنخلاع عن الحول والقوّة . » توكّل ، عبارت است از بركنده شدن از حول و قوّه‌ى [ غيرخداوند ] .