تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
كار خداوند است ، هنگامى كه اين گونه باشى حتماً موحّد خواهى بود . و بيان آن اين است كه تو خدا را يگانه در افعالش قرار دهى ، وقتى كه چيزى افعالش را انجام ندهد و همانا يقين اسم توحيد تام و خالص است و توحيد ، وقتى تام شد محبت و توكّل تمام مىشود و يقين ناميده مىشود ، پس توكّل عمل قلب است و توحيد قول بنده است و هنگامى كه قلب توحيد را شناخت و مطابق آن چه را كه شناخته انجام دهد ، توحيد تام شده است و به تحقيق بعضى از علما گفته‌اند كه توكّل ، نظام توحيد است ، پس وقتى مطابق آن چه شناخته انجام داد ، محبت و يقين و توكّل را آورده و ايمانش تام و واجبش خالص خواهد شد ؛ زيرا وقتى دانستى كه كار خدا را كسى غير او انجام نمىدهد سپس از غير او ترسيدى و به غير او اميد داشتى ، آن امرى را كه سزاوار است داشته باشى به جا نياورده‌اى ، پس اگر مطابق آن چه مىشناسى انجام دهى ، حتماً تنها به خداوند اميد داشتى وقتى كه دانستى كه كار او را غير او انجام نمىدهد . پس سخن درباره‌ى كسى كه آگاهى قلبش ناقص و كوتاه است ، آن است كه توحيدش ناقص است ؛ زيرا قلب مشغول است به آزمايشى كه آفت توحيد است . ناقل اين كلام مىگويد : « قلتُ ما هو [ يعنى الفتنة ] ؟ قال : ظنّك أنّ شيئاً يفعل فعل اللَّه ؛ فاسم ذلك الظّنّ فتنة ، والفتنة هى الشّرك اللّطيف . قلتُ : أو ليس الفتنة من أعمال القلب ؟ قال : لا ، و لكنّها داخلة عليه و مفسدة له . قلتُ : و ما هى ؟ قال : ظنّك باللَّه ، إذ ظنتتَ أنّ من يشاء يفعل فعله ، والكلام فى هذا يطول ، و لكن من يفهم ، يقنع باليسير . » سؤال كردم : فتنه چيست ؟ گفت : اين كه گمان كنى كه چيزى كار خدا را انجام مىدهد ، پس اسم آن گمان فتنه است و فتنه همان شرك لطيف و ظريف است . به او گفتم : آيا فتنه از كارهاى قلب نيست ؟ گفت : نه ، و لكن فتنه بر قلب وارد شده و آن را فاسد مىكند ، گفتم : فتنه چيست ؟ گفت : نسبت به خداوند گمان داشته باشى كه هر كس بخواهد مىتواند كار خود را انجام دهد ، و كلام در اين