شد و تنها به خداوند توجه كرد ، خداوند اندوهها و مشكلات را از او بر طرف مىكند ، ولى اگر بر اطمينان به غير او ادامه دهد ، خداوند رحمت بر او را از دل موجودات قطع كرده و لباس طمع نسبت به آنها را بر تنش مىكند ، پس درخواست او از موجودات زياد مىشود با اين كه در دل آنها به دو رحمتى نيست ، در نتيجه زندگيش عجز و مردنش با اندوه و غم و آخرتش با حسرت خواهد بود و ما به خداوند پناه مىبريم از تكيه به غير او .
- « مكابدة الغزلة ، أيسر من مداراة الخلطة . »
تحمل زحمت كنارهگيرى از خلق آسانتر است از مدارا كردن با مردم هنگام رفت و آمد با ايشان [ زيرا شايد نتواند حقوق آنها را مراعات نمايد ، قبل از اين كه نفس بانجام اعمال نيك عادت كند ] .
- « الشّكر فيه علّة ، لِأنّ الشّاكر طالب لنفسه به المزيد ، فهو واقف مع اللَّه - تعالى - على حظّ نفسه بالشّكر ، و لكن الشّكر أن لا ترى نفسك أهلًا للرّحمة . »
شكر كردن علتى دارد ؛ زيرا شكرگزار با شكرش زيادتر شدن نعمت را براى خويش طالب است ، پس او مواجه است با خداوند متعال بر بهره بردن خويش به واسطهى شكر و لكن شكر [ حقيقى ] آن است كه خود را اهل براى رحمت نبينى .
- « ما رأيتُ أحداً عظّم الدّنيا ، فقرّت عينه فيها أبداً ، إنّما تقرّ فيها عين من حقّرها و أعرض عنها . »
كسى را نديدم كه دنيا را بزرگ بشمارد و چشمش در دنيا روشن شود ، تنها چشم كسى كه آن را كوچك شمرده و از آن پشت كند ، روشن مىباشد .
- « من فتح على نفسه باب نيّة حسنة ، فتح اللَّه عليه سبعين باباً من التّوفيق ؛ و من فتح على نفسه باب نيّة سيّئة ، فتح اللَّه عليه سبعين باباً من الخذلان ، من حيث لا يشعر . »
كسى كه درِ نيت حسنه را بر خويش باز كند ، خداوند بر او هفتاد در از توفيق باز گرداند و كسى كه درِ نيت بدى را بر خويش باز كند ، خداوند هفتاد در از ناموفقيّت - از آن جا كه نمىفهمد - بر رويش باز مىگرداند .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٨٩