وى را علم و حكمت كرامت فرمود .
- ما اين تصرّف به قيل و قال نگرفتهايم و به جنگ و كارزار به چنگ نياوردهايم ، از گرسنگى و ترك دنيا و قطع مألوف و مستحسنات به دست آوردهايم و اصل سلوك راه خدا اين است كه صفا معامله با وى داشته و آن هم بدون كنارهگيرى از دنيا ميسّر نشود ، هم چنان كه حارثه گفت :
« عزفت نفسى عن الدنيا ، فأسهرت ليلى ، و أظمأت نهارى . »
نفسم را به دنيا بىرغبت كردم ، پس شبم به بيدارى و روزم به تشنگى و روزهدارى مىگذرد .
- « ليس شىء أعزّ من إدراك الوقت ؛ فإنّ الوقت إذا فاتك ، لا يستعيدك . »
چيزى ارزشمندتر از درك وقت [ فرصت ] نيست ؛ زيرا هنگامى كه وقت از دست برود ، دوباره برنمىگردد .
- ميان بنده و حق چهار درياست ، تا بنده آن را قطع نكند به حقّ نرسد : اوّل دنيا ، و كشتى آن زهد است ؛ دوم آدميان ، و كشتى آن دور بودن از ايشان است ؛ سوّم شيطان ، و كشتى آن بغض او است ؛ چهارم هوا ، و كشتى آن مخالفت وى است .
- « القناعة أن لا تتجاوز إرادتك ما هو لك فى وقتك . »
قناعت آن است كه ارادهات تجاوز نكند از آن چه بنفع تو است در وقتت .
- فاضلترين اوقات ، علم اوقات است و علم اوقات آن است كه نگاهدارندهى دل و دين باشى .
- مُوحِّد بندهاى است كه :
« ذاهِبٌ نفسه ، متّصل بذكر ربّه ، قائم باداء حقوقه ، ناظر إليه بقلبه ، أحرق قلبَه أنوارُ هويّته ، و صفاء شربه عن كأس ودّه ، إنكشف له الجبّار من أستار غيبه ، فإن تكلّم فباللَّه ، و إن نطق فمن اللَّه ، و إن تحرّك فبأمر اللَّه ، و إن يسكن فمع اللَّه ؛ فهو باللَّه ، و للَّه ، و مع اللَّه . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 87
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٨٧