پس از شنيدن اين ابيات ، صيحهاى كشيدم . صاحب خانه بيرون دويد و گفت : تو را چه شده است ؟ گفتم : از آن چه شنيدم به اين حال افتادم . گفت : به خدا قسم . جاريه را در راه خدا به تو هبه كردم . گفتم : قبول كردم ، در راه خدا آزاد است . سپس او را به يكى از اصحاب خود شوهر دادم ، پسر ارجمندى از او متولد شد ، صاحب خصال نيكو كه سى حج با پاى پياده نمود .
- بناى اين راه ، بر هشت خُلق از اخلاق انبياست :
« السّخاء ، و هو لِإبراهيم ؛ و الرّضا ، و هو لِإسحق ؛ والصّبر ، و هو لِأيّوب ؛ و الإشارة ، و هى لزكريّا ؛ والعزلة ، و هى ليحيى ؛ و لبس الصّوف ، و هو لموسى ؛ والسيّاحة ، و هى لعيسى ؛ والفقر ، [ و ] هو لمحمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - . »
سخاوت و آن براى حضرت ابراهيم است ، و رضايت از حق تعالى و آن براى حضرت اسحاق است ، و صبر و آن براى حضرت ايوب است ، و اشاره و آن براى حضرت زكرياست ، و كنارهگيرى از خلق و آن براى حضرت يحيى است ، و پوشيدن لباس پشمينه و آن براى حضرت موسى است ، و سياحت كردن و آن براى حضرت عيسى است و فقر و آن براى حضرت محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - است .
- « لو أقبل صادق على اللَّه ألفَ سنة ، ثمّ أعرض عنه لحظةً ، كان ما فاته أكثر ممّا ناله . »
اگر كسى صادقانه بر خداى متعال هزار سال روى آورد ، سپس لحظهاى از او پشت كند آن چه از دست او رفته بيشتر است از آن چه كه به او رسيده .
- « عليكم [ عليك ] بحفظ الهمّة ، فإنّ حفظ الهمّة مقدّمة الأشياء . »
بر شما [ بر تو ] باد به حفظ همّت ؛ زيرا حفظ همّت مقدمهى اشياء است .
- « هل مِن سبيل إلى حبيب أوقفنى موقف العبيد واللَّه واللَّه ، لو بدأنى بكلّ ضرب من الصّدود ، ما كان لى من هواه بُدّ ، لو تقطّعت بالو جود . »
آيا راهى هست به دوستى كه مرا به جايگاه بندگان آگاه كند ؟ به خدا قسم ! به خدا
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 85
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٨٥