تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
و از مسألت وى امتناع نخواهد فرمود . امام مىفرمايد : چون ابوذر - رحمه‌اللَّه - نزد رسول خدا آمد ، حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود : « يا أباذر ! إنّك أحسنتَ طاعة اللَّه ، فسخّر لك من يُطيعك فى كفّ العوادى عنك ؛ فأنتَ من أفاضل مَن مدحَه اللَّه - عزّوجلّ - بأنّه يقيم الصّلاة . » « 1 » اى اباذر ! تو طاعت خدا را نيكو انجام دادى ، پس خداوند درندگان را از تو راند و كسى را مسخّر تو كرد تا از تو اطاعت نمايد ، پس تو از برترين كسانى هستى كه خداوند او را در بپاداشتن نماز ستايش كرده است . - از دختر اباذر نقل است كه : شبى نزد مزار پدرم خوابيدم ، شنيدم كه به قرآن تهجّد به جاى مىآورد ، همان طورى كه در زمان حياتش به جاى مىآورد . پرسيدم : پدر ! با شما چگونه معامله كردند ؟ فرمود : « اى دخترك وارد بر پروردگار غنى شدم ، « و رضيتُ عنه ، و أكرمنى ، و حبانى ، فاعملى و لا تغترّى . » ؛ ( و از او خشنود شدم ، و او مرا اكرام و اعطا كرد ، پس به دستورات الهى عمل كن و مغرور مشو . ) گفتار - روزى نزد كعبه ايستاد و گفت : اى مردم ! من ابوذر غفاريم ، نزد برادر شفيق و ناصح خود آييد . مردم به گرد او جمع شدند : گفت : « أرأيتم لو أنّ أحدكم أراد سفراً ، أليس يتّخذ من الزّاد ما يصلحه ؟ قالوا : بلى . قال : فسفر طريق القيامة أبعد ما ترون ، فخذوا منه ما يصلحكم . قالوا : ما يصلحنا ؟ قال : حِجّوا حجّةً لعظام الأمور ، صوموا يوماً شديداً حرُّه ، لطول النّشور ، صلّوا ركعتين فى سواد الليل لوحشة القبور . كلمة خير تقولها أو كلمة سوء تسكُت عنها لوقوف يومٍ عظيم . تصدّق به مالك ، لعلّك تنجومن عسيرها
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 83 ، ص 231 ، باب 16 ، روايت 5 .