هر راستگويى كه معجزه نداشته باشد دروغگوست .
گفتند : معجزهى تو چيست ؟ گفت :
« معجزتى موافقة اللَّه فى أوامره و نواهيه . »
معجزهى من موافقت خداوند است در اوامر و نواهى او .
- « ليس للمريد فترة ، و لا للمعارف علاقة ، و لا للمحبّ شكوىً [ سكون ] ، و لا للصّادق دعوىً ، و لا للخائف قرار ، و لا للخلق من اللَّه فرار . »
براى مريد خداوند سستى نيست و براى عارف علاقهاى نيست و براى محبّ شكايتى [ توقّفى ] وجود ندارد و براى شخص صادق ادعايى نيست و براى شخص ترسان از خدا قرارى نيست و خلق نمىتوانند از خداوند فرار كنند .
- « العارف لا يكون لغيره لاحظاً ، و لا لكلام غيره لافظاً ، و لا يرى لنفسه غير اللَّه حافظاً . »
عارف غير خدا را ملاحظه نمىكند و سخن غير او را نمىگويد و براى خود حافظى غير او نمىبيند .
- « ألمحبّ إذا لم يتكلّم هلك ، والعارف إذا تكلّم هلك . »
محبّ وقتى سخن نگويد هلاك مىشود و عارف وقتى سخن بگويد هلاك مىشود . « 1 » - « من عرف اللَّه ، خضع له كلّ شىء ؛ لِأنّه عاين أثر ملكه فيهِ . »
كسى كه خدا را شناخت هر چيزى برايش خضوع مىنمايد ؛ زيرا او اثر مالكيت خدا را در هر چيزى مىبيند .
- « حفظ الأسرار ، صونها عن رؤية الأغيار . »
حفظ كردن اسرار [ باطنها ] ، نگهدارى آن است از ديدن غير خداوند .
- « من طلب الحقّ بالمجاهدات ، فهو بعيد عن وصوله إلى مطلوبه ، به تعالى وصل إليه ،
هامش
( 1 ) . چون محبّ در حال التهاب است ، سخن گفتن او را آرام مىكند و عارف چون به آرامش رسيده ، سخن گفتنش او را متوجه خود مىكند و اين سبب هلاكت او مىشود .