- زُهد ، غفلت است ؛ زيرا دنيا ناچيز است و زهد در ناچيز غفلت است ، زهد آن است كه دنيا را فراموش كنى ، و آخرت را به ياد نيارى .
- علامت قرب ، منقطع شدن است از همه چيز ، غير از حق تعالى .
- آن چه تو راست ناچار به تو رسد ، و آن چه تو را نيست به جهد به تو نرسد ، پس زهدِ تو در چيست ؟
- زهد ، دل گردانيدن از اشياء است ، به خالق آن .
- شكر آن باشد كه نعمت نبينى ، منعِم بينى .
- نفَسى كه بنده در موافقت مولى سبحانه برآورد ، فاضلتر و بهتر از عبادت عابدين است تا به قيامت .
- هر كه يك ساعت در شب به غفلت خسبد ، از هزار سالِ آخرت واپس افتد .
- سهو يك طَرفة العين اهل معرفت از حقّ ، شرك باشد .
- بر تو باد كه دايم ملازم اللَّه باشى ، دست بدار از ماسوى اللَّه ،
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ
« 1 » ؛ ( بگو : خدا ، [ همه را فرستاده ] آن گاه بگذار تا در ژرفاى [ باطل ] خود به بازى [ سرگرم ] شوند . )
- اگر قدر حقّ بدانستمى ، هيچ نترسيدمى از غير حق تعالى .
- اين سرمايهى وقت كه داريد ، به ناز داريد ، كه فردا همين خواهيد داشت ، و تا جاويد صحبت با حق به اين مىبايد .
- « إنّ اللَّه لم يحتجب عن خلقه ، إنّما الخلق احتجبوا عنه بحبّ الدّنيا . »
همانا خدا از خلقش در حجاب نيست ، فقط مخلوق است كه با محبت دنيا از او در حجاب است .
- « ليس من احتجب بالخلق عن الحقّ ، كمن احتجب بالحقّ عن الخلق ؛ و ليس من جذبته أنوارُ قدسه إلى أنسه ، كمن جذبته أنواررحمته إلى مغفرته . »
هامش
( 1 ) . سورهى انعام ، آيهى 91 .