تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢

( 1088 ) ابوبكر ، جعفر بن يونس شبلى بغدادى ، ملقّب به دلف بن جحدر « 1 »

در حال و علم بىهمتا و در علوم اهل معرفت يكتا است و در اين راه از اوّل تا به آخر مردانه بود . هرگز فتورى در وى حاصل نشد و شوق و لهب وى به هيچ چيز آرام نگرفت ، تا جايى كه او را به جنون نسبت دادند و نوشته‌اند 22 مرتبه وى را به تيمارستان بردند و در بند نمودند . مىگفتند : شبلى ، ديوانه است . و او مىگفت : « من به نزد شما ديوانه‌ام ، و شما به نزد من . إن شاءاللَّه ديوانگى من زياده گردد . » به دست خير نسّاج توبه نمود و شاگرد ابوالقاسم جنيد و صلحاى معاصر با وى گرديد . اصلش خراسانى [ مصرى ] است و تولّدش در بغداد صورت گرفت . در جمعه ، 28 ماه ذىالحجّه سال 334 در سنّ 87 سالگى از دنيا رفت و در مقبره خيزران بغداد به خاك سپرده شد . حكايت « 2 » - روزى با تابعين خود در بازار مىرفتند ، مردم را مشغول به دنيا و تنعّم و تماشاى آن ديد و نعره‌اى بزد . پس گفت : آه ، از اين دل‌ها كه غافل از ذكر خدا مانده ! لاجرم ايشان را مبتلا گردانيده به مردار و پليدى . - روزى جنازه‌اى مىبردند ، يكى در عقب جنازه مىگفت : « آه من فراق الولد . » آه و فرياد از فراق فرزند . وى شروع كرد به بر سر زدن و مىگفت : « آه من فراق الأحد ! » آه و فرياد از جدايى خداى احد !
هامش
( 1 ) . شِبْلى : منسوب به شِبليه ، روستايى از توابع اسروشنه ؛ جحدر : 1 . نام قبيله ؛ 2 . نام شخص . ( 2 ) . از وى اشعار و ابيات پراكنده‌اى به جاى مانده كه در اين‌جا تنها به ذكر برخى از آن‌ها اكتفا مىشود .