تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
- درباره‌ى او گفته‌اند : بسيار شرع مطهّر را تعظيم مىكرد و چون ماه صيام مىرسيد در طاعات بسيار جديّت داشته مىگفت : « هذا شهر عظّمته ربّى ، فأنا أولى بتعظيمه . » اين ماهى است كه پروردگارم آن را بزرگ داشته پس من سزاوارترم به تعظيمش . - روزى مردى در حضورش ايستاد و گفت : « أىّ صبر أشدّ على الصّابرين ؟ » كدام صبر بر صابران سخت‌تر است ؟ وى گفت : « الصّبر فى اللَّه . » صبر در راه خداوند . سايل گفت : « لا » وى گفت : « الصّبر للَّه » ؛ ( صبر براى خداوند . ) سايل گفت : لا وى گفت : « الصّبر مع اللَّه . » ( صبر با خداوند . ) سايل گفت : لا . وى پرسيد : پس چه صبرى بر صابرين شديد است ؟ سايل گفت : « الصّبر عن اللَّه : فصرخ الشبلى صرخةً كاد روحه يتلّفت . » صبر از خداوند [ فراقش ] پس شبلى ناله‌اى كه زد نزديك بود روحش از بدن جدا شود . - شيخ ابوالحسن على بن مثنّى گويد : روزى در جامع بغداد بر كنار مجلس شبلى ايستاده بودم . شخصى در كسوت اين قوم رسيد و روى به شبلى كرد و گفت : « أيّها الشيخ ! ما الوصل ؟ » اى شيخ وصل چيست ؟ شبلى گفت : « أيّها السّائل عن الوصل ! أسقط العطفتين ، و قد وصلت . » اى سؤال كننده از وصل ! دو عطفه ساقط شد و من رسيدم .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 43 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)