- دربارهى او گفتهاند : بسيار شرع مطهّر را تعظيم مىكرد و چون ماه صيام مىرسيد در طاعات بسيار جديّت داشته مىگفت :
« هذا شهر عظّمته ربّى ، فأنا أولى بتعظيمه . »
اين ماهى است كه پروردگارم آن را بزرگ داشته پس من سزاوارترم به تعظيمش .
- روزى مردى در حضورش ايستاد و گفت :
« أىّ صبر أشدّ على الصّابرين ؟ »
كدام صبر بر صابران سختتر است ؟
وى گفت :
« الصّبر فى اللَّه . »
صبر در راه خداوند .
سايل گفت : « لا » وى گفت : « الصّبر للَّه » ؛ ( صبر براى خداوند . ) سايل گفت : لا وى گفت : « الصّبر مع اللَّه . » ( صبر با خداوند . ) سايل گفت : لا . وى پرسيد : پس چه صبرى بر صابرين شديد است ؟ سايل گفت :
« الصّبر عن اللَّه : فصرخ الشبلى صرخةً كاد روحه يتلّفت . »
صبر از خداوند [ فراقش ] پس شبلى نالهاى كه زد نزديك بود روحش از بدن جدا شود .
- شيخ ابوالحسن على بن مثنّى گويد : روزى در جامع بغداد بر كنار مجلس شبلى ايستاده بودم . شخصى در كسوت اين قوم رسيد و روى به شبلى كرد و گفت :
« أيّها الشيخ ! ما الوصل ؟ »
اى شيخ وصل چيست ؟
شبلى گفت :
« أيّها السّائل عن الوصل ! أسقط العطفتين ، و قد وصلت . »
اى سؤال كننده از وصل ! دو عطفه ساقط شد و من رسيدم .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٤٣