- « أسماء اللَّه من حيث الإدراك اسم ، و من حيث الحقّ حقيقة . »
اسماء الهى از جهت ادراك انسان اسم است و از جهت حق تعالى حقيقت است .
- « إذا تخلّص العبد إلى مقام المعرفة ، أوحى إليه بخواطره ، و حرس سرّه يسيح فيه غير خاطر الحقّ . و علامة العارف أن يكون فارغاً من الدنيا والآخرة . »
وقتى كه بنده مقام معرفت خالصانه برايش حاصل شود با خطورات قلبى به او وحى مىشود [ به صورت رمزى با او سخن گفته مىشود ] و باطنش را حفظ مىكند كه در او غير حق خطور كند و نشانهى عارف آن است كه از فكر دنيا و آخرت فارغ است [ فقط توجهش به خداوند است ] .
- « من لاحَظ الأعمال ، حجبَ عن المعمول له ، و من لاحظ المعمول له ، حجب عن رؤية الْاعْمال . »
كسى كه به اعمالش توجه داشته باشد ، از آن كسى كه عمل را برايش انجام مىدهد غافل مىشود و كسى كه به آنكسى كه عمل را برايش انجام مىدهد توجه داشته باشد ، از ديدن اعمالش غافل مىشود .
- « من أسكرته أنوارُ التوحيد ، حجبَه عن عبارة التجريد ، بل من أسكرته أنوارُ التجريد ، نطق عن حقائق التوحيد ؛ لِأنّ السّكران هو الذى ينطق بكلّ مكنون . »
كسى كه انوار توحيد او را مست كرده باشد ، او را از عبارت و تعبيراتى كه تجريد را در بردارد ، مانع مىشود [ زيرا در حال فنا تعبيرات مناسب با مقام الهى ادا نمىشود ] بلكه كسى كه انوار تجريد او را مست كرده باشد [ از حال فنا خارج شده باشد و آثارش باقى باشد ] از حقايق توحيد سخن مىگويد ؛ زيرا شخص مست هر امر پوشيدهى سر به مُهرى را بازگو مىكند .
- خُلق عظيم ، آن است كه جفاى خلق در او تأثير نكند ، پس از شناختن حقّ .
- اخلاص ، تصفيه عمل است از شوائب كدورت .
- بصائر بينندگان و معارف عارفان و نور علماى ربّانى و طريق سابقان ناجى ازل و
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٠٢