تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
عالم بر چند زمين و لقمه معلوم دل بسته خوش هستند و با اين از آن دِه و زمين ، شكم شوم ايشان سير نمىشود و ليكن خاطر را بر آن داشته‌اند و تسكين خود به آن داده و از آوردن فقر به نوعى بترسند كه شير از آتش . - اين كار را مرد بايد و شير مردى تا به كلّى دل از خلق و آلايش آن بردارد . « 1 »

( 1370 ) مولانا حسين مفتول بند

عارف بزرگى است كه خدمت بسيارى از اهل معرفت رسيد و از آنان بهره‌مند شد . و در سال 992 به ديار باقى شتافت . و در تكيه‌اى كه خود وى در چرنداب تبريز ساخته و نوشته‌هاى آن به خطّ او بوده در جوار پدرش مدفون گرديد . وى شعر خوب مىسروده است . شعر
منم آن بلند همت ، شه كشور معانى * كه سرم فرو نيايد به سراى آسمانى « 2 »

( 1371 ) ابوالمغيث ، حسين بن منصور حلّاج بيضاوى « 3 »

سالكى پرشور و عاشقى پرسوز ، و بىقرارى شوريده بود كه جدّ و جهد عظيم داشت و پيوسته در عبادت و رياضت بسر مىبرد . يد طولايى در بيان حقايق داشت كه او را حلاج اسرار مىگفتند . سفرهاى بىشمار كرد و اساتيد زيادى را خدمت نمود .
هامش
( 1 ) . ثمرات القدس . ( 2 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شماره‌ى 156 . ( 3 ) . بيضاوى : منسوب به بَيْضاء ، چند شهر و روستا و موضع ، از جمله : بيضاء كه نام ديگر شهر حَلَب واقع در كشور سوريّه .