عالم بر چند زمين و لقمه معلوم دل بسته خوش هستند و با اين از آن دِه و زمين ، شكم شوم ايشان سير نمىشود و ليكن خاطر را بر آن داشتهاند و تسكين خود به آن داده و از آوردن فقر به نوعى بترسند كه شير از آتش .
- اين كار را مرد بايد و شير مردى تا به كلّى دل از خلق و آلايش آن بردارد . « 1 »
( 1370 ) مولانا حسين مفتول بند
عارف بزرگى است كه خدمت بسيارى از اهل معرفت رسيد و از آنان بهرهمند شد . و در سال 992 به ديار باقى شتافت . و در تكيهاى كه خود وى در چرنداب تبريز ساخته و نوشتههاى آن به خطّ او بوده در جوار پدرش مدفون گرديد . وى شعر خوب مىسروده است .
شعر
منم آن بلند همت ، شه كشور معانى * كه سرم فرو نيايد به سراى آسمانى « 2 »
( 1371 ) ابوالمغيث ، حسين بن منصور حلّاج بيضاوى « 3 »
سالكى پرشور و عاشقى پرسوز ، و بىقرارى شوريده بود كه جدّ و جهد عظيم داشت و پيوسته در عبادت و رياضت بسر مىبرد . يد طولايى در بيان حقايق داشت كه او را حلاج اسرار مىگفتند . سفرهاى بىشمار كرد و اساتيد زيادى را خدمت نمود .
هامش
( 1 ) . ثمرات القدس .
( 2 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شمارهى 156 .
( 3 ) . بيضاوى : منسوب به بَيْضاء ، چند شهر و روستا و موضع ، از جمله : بيضاء كه نام ديگر شهر حَلَب واقع در كشور سوريّه .