تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
مانند ابوالقاسم جنيد و ابوالحسن نورى و عمر بن عثمان مكّى و غيرهم ، كراماتى بيشمار از او به ظهور رسيده كه چون بناى اين رساله بر ذكر كرامات نيست از ذكر آن خوددارى مىشود . از تأليفات او است : كتاب نورالأصل ؛ بستان المعرفة ؛ عين جمع ؛ طاسين الأزل . اصل منصور از واسطِ عراق بود و روز سه شنبه 24 ذى القعده در سال 309 در باب طلق بغداد كشته شد . ابن خلّكان گويد : « قُتل الحسين الحلّاج ، و لم يثبت عليه ما يوجب القتل . » حسين حلّاج كشته شد و آن چه دليل بر قتل باشد نسبت به وى ثابت نشد . خواجه نصيرالدّين طوسى نيز در آخر اوصاف الاشراف در فصل پنجم بيانى براى تصحيح گفتار وى : انَا الْحَقّ و غيره ، آورده است . حكايت پس از مسافرت‌هاى زياد قصد مكّه نمود و دو سال در آن جا اقامت كرد . چون برگشت حال او متغيّر شد و سخنانى از حقايق اظهار مىكرد كه مردم را طاقت شنيدن آن نبود . هر شبانه روز چهارصد ركعت نماز بر خود لازم مىدانست و به جاى مىآورد . گفتند : با اين درجه كه دارى براى چه اين همه رنج تحمل مىكنى ؟ گفت : رنج و راحت در دل دوستان اثر نمىكند ، دوستان فانى صفت باشند ؛ نه رنج در ايشان اثر كند نه راحت . - « حجبَهم بالإسم فعاشوا ، و لو أبرز لهم علوم القدرة لطاشوا ، و لو كشف لهم عن الحقيقة لماتوا . » مردم به اسم الهى محجوب هستند ، پس زندگى مىكنند و اگر علوم قدرت الهى بر ايشان ظاهر گردد ديوانه مىشوند و چنان چه از حقيقت براى آن‌ها پرده بردارى شود ، حتماً مىميرند .