تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
فى مواضع العبوديّة مع نفى الجَزع . » ايستادگى بر خشنودى خداوند تبارك و تعالى به بىتابى نكردن [ در موقع نزول بلاء ] و زندانى كردن نفس در جايگاه‌هاى بندگى با بىتابى نكردن [ بندگى را با خشنودى در تمامى موارد پياده كردن ] . پرسيدند : پس تصبّر چيست ؟ قال : « حمل النفس على المكاره ، و تجرّع المرارات ، و تحمّل المؤون ، و احتمال المكابدات لتمحيص الجنايات و قبول التوبة . » وادار كردن نفس است بر امور ناگوار و چشيدن تلخىها و تحمل زحمت‌ها و سختىها براى پاك شدن گناهان و قبولى توبه . پرسيدند : « فكيف السبيل إلى مقام الرضا ؟ قال : علم القلب بأنّ المولى عدل فى قضآئه غير متّهم ، و أنّ اختيار اللَّه له خير له من اختياره لنفسه ؛ فحينئذ أبصرت العقول و أيقنت القلوبُ و علمت النفوس و شهدت لها العلوم : أن‌اللَّه‌أجرى بمشيّته ما علم أنّه خير لعبده فى اختياره و محبّته ، و علمت القلوب أنّ العدل من واحد ليس كمثله شىء ، فخرست الجوارح من الإعتراض على من قد علمت أنّه عدل فى قضائه غير متّهم فى حكمه ، فسَّر القلب من قضآئه . » پس راه رسيدن به مقام رضا چيست ؟ جواب داد : آگاهى دل به اين كه خداوند در كارهايش عادل بوده و ظالم نيست و اين كه اختيار خداوند براى او بهتر است از اختيار خودش براى خويش . در اين هنگام است كه عقل‌ها بينا گشته و دل‌ها يقين مىكنند و جان‌ها عالم مىشوند و علم‌ها براى آن‌ها گواهى مىدهند كه خداوند با اراده‌اش آن چه را كه مىداند براى بنده‌اش در اختيار كردن و دوست داشتن است پياده كرده و دل‌ها عالم مىشوند كه عدالت از موجود يگانه‌اى است كه مانندى ندارد . پس اعضاء و جوارح از اعتراض كردن بر كسى كه مىداند كه در كارهايش