أحببتُه ، كنتُ سمعه الّذى يسمع به ، و بصره الّذى يبصر به ، إن دعانى أجبتُه ، و إن سألنى أعطيتُه . . . »
همانا نشانهى محبت خداوند نسبت به بنده آن است كه خداوند زمامدار ادارهى امورش كه براى آنها همّ و غم دارد باشد تا اين كه او در تمامى امور آنها را اختيار نمايد و در نتيجه در هموم و واردات قلبى ، بازدارندهها مانع آن نشوند و به توقف و اقدام نكردن اشاره نكنند ؛ زيرا خداوند متولّى آنهاست ، پس اخلاق او به مماشات كردن و جوارحش به موافقت كردن تصريح و ترغيب كرده و او را به بازداشتن وادار مىكند . سؤال كننده گفت : دليل بر اين مطلب چيست ؟ جواب داد :
خبر پيغمبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - : « وقتى خداوند بندهاى را دوست داشته باشد براى او از درونش واعظى و مانعى قلبى قرار مىدهد كه او را امر و نهى مىكند . » سؤال كننده پرسيد : از نشانهى محبت خدا نسبت به بنده بيشتر بيان كن ، جواب داد : چيزى محبوبتر نزد خداوند از انجام سريع واجبات از قلب و جوارح و حفظ بر آنها نيست و بعد از آن زياد انجام دادن نوافل ، همان گونه كه پيغمبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود : « خداوند متعال مىفرمايد : بندهاى به من نزديكى نجست به چيزى كه محبوبتر باشد نزد من از انجام واجبات و همواره بندهام با كارهاى مستحبى به من نزديكى مىجويد تا اين كه او را دوست خواهم داشت ، پس وقتى او را دوست داشتم گوش او مىشوم كه به واسطهى آن مىشنود و چشم او مىشوم كه با آن مىبيند ، اگر مرا بخواند او را اجابت مىكنم و اگر از من بخواهد به او مىدهم . . .
- نقل است : چهل سال روز و شب پشت به ديوار ننهاد و به دو زانو بنشست . از او از آن حال پرسيدند . گفت : مىخواهم در حضرت مشاهده ، بنده وار نشينم . « 1 »
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 1 ، ص 243 ، شمارهى 2024 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 32 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 64 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 81 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 73 .