دنيا و اهل آن چشمى مىشود كه به واسطهى آن به پردههاى نهانى ملكوت مىنگرد . در اين هنگام دايماً به خداوند مشغول بوده و اشتياقش به او طولانى خواهد بود و چشمش به او نورانى مىگردد و اندوه و دگرگونى قلبش را مشغول نموده و محبت و اشتياق ، دلش را متوجه حق تعالى مىنمايد . پس شوقش به طلب نزديكى است و حزنش آن است كه بين او و خداوند حائل شود .
- « إعلم بأنّك لستَ بشىء إلّاباللَّه ، و ليس لك شىء إلّاما نلتَ من رضوان اللَّه ، و أنّك إن اتّقيته فى حقّه ، وقاك شرّ من دونه ، و لا يصلح عبد إلّاأصلح اللَّه بصلاحه سواه ، و لا يفسد عبد إلّاأفسد اللَّه بفساده غيره ؛ فأعدآئك من نفسك طبائعك السيّئة ، و أوليآؤك من نفسك طبائعك الحسنة ، فقاتِل ما فيك من ذلك ببغض ، و قاتِل أعدائك بأوليائك ، و غضبك بحلمك ، و غفلتك بتفكّرك ، و سهوك بتنبّهك فإنّك قد منيتَ وابتليتَ من معافى طبآئعك و مكابدة هواك . »
بدان كه تو چيزى نيستى جز به خداوند و چيزى برايت نيست جز آن چه را كه از رضايت الهى به آن ميرسى و اگر تو او را در حقّش حفظ نمايى ، او نيز تو را از بدى غير خودش حفظ مىنمايد و بندهاى اصلاح نمىشود مگر اين كه خداوند غير او را نيز به اصلاح او اصلاح مىكند و بندهاى فاسد نمىشود مگر اين كه خداوند غير او را نيز به فساد او فاسد مىكند ؛ پس دشمنان تو از خودت كه همان صفات بدت مىباشند بوده و دوستانت از خودت كه همان صفات خوبت هستند مىباشند . پس با صفات خوب كه در توست به جنگ صفات بد برخيز و با دوستانت ، دشمنانت را بكش و با بردباريت غضبت را و با تفكرت غفلتت را و با بيدار شدنت شهوتت را ؛ زيرا به اسباب خوب شدن صفاتت و تحمل سختىهاى هواى نفست امتحان مىشوى .
- « عليك بالتّواضع فالزمه ، و اعلم أنّ لك من العون عليه أن تذكّر الّذى أنتَ فيه والّذى تعود إليه و التّواضع له وجوه شتّى ، فأشرفُها و أفضلها أن لا ترى لك على أحد فضلًا و كلّ من رأيت كن له بالضّمير والقلب مفضلًا ، و من رأيتَ من أهل الخيررجوتَ
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٩٠