او عادلتر است كه به ايشان ظلم نمايد .
پس از آن سلام كرد و از نزد من رفت . سپس كتاب را از بين بردم و گفتم : ديگر در معرفت سخن نخواهم گفت .
- « خيار هذه الأمّة هم الّذين لا تشغلهم آخرتهم عن دنياهم ، و لا دنياهم عن آخرتهم . »
خوبان اين امت كسانى هستند كه آخرتشان آنها را از دنيايشان مشغول نگرداند و دنياى ايشان نيز آنها را از آخرتشان مشغول نگرداند .
- « العبوديّة [ صفة العبودية ] أن لا ترى لنفسك ملكاً ، و تعلم أنّك لا تملك لنفسك نفعاً و لا ضرّاً . »
بندگى [ صفت بندگى ] آن است كه براى خود مالكيتى نبينى و بدانى كه تو براى خويش نه مالك منفعت هستى و نه ضررى .
- « من لم يذهب نفسه بالرّياضات ، لا يفلح له السّبيل إلى سنن المقامات . »
كسى كه نفسش با رياضتها از بين نرود ، راهى برايش به سوى روشهاى مقامات معنوى باز نمىشود .
- « ألعلم يورِث المخافة ، والزّهد يورث الرّاحة ، والمعرفة تورث الإنابةَ . »
علم خوف و ترس را بجاى مىگذارد ، و زهد راحتى را ، و معرفت رجوع به تمام معنى به خداوند را .
- « من صحّح باطنه بالمراقبة و الاخلاص ، زيّن ظاهره بالمجاهدة و اتّباع السنّة ، لقوله :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
« 1 » . »
كسى كه باطنش را با مراقبت و اخلاص تصحيح كند ، ظاهرش را با مجاهده و تبعيت از سنّت زينت كرده است ؛ زيرا خداوند مىفرمايد : « و كسانى كه در راه ما كوشيدهاند ، به يقين راههاى خود را بر آنان مىنماييم و در حقيقت ، خدا با نيكوكاران است . »
- « لا ينبغى للعبد أن يطلب الورع بتضييع الواجب . »
سزاوار نيست كه بندهاى ورع را با ضايع كردن واجبات طلب نمايد .
هامش
( 1 ) . سورهى عنكبوت ، آيهى 69 .