تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
وقتى كه اجتماع و اتّحاد آنان براى خدا باشد ] ، آن رحمت همه را برسد ، اگر چه استحقاق آن را نداشته باشند . - اين را بدان ، بدون شك قدرت بر اصلاح ظاهر پيدا نخواهى كرد ، مگر آن كه باطن خود را اصلاح كنى ؛ براى آن كه انشعاب مجارى اعمال از چشمه‌ى قلب است ، و قلب سالم جز عمل صالح از او بر نخيزد ، و بر عكس قلب فاسد از او جز عمل فاسد نيايد ، پس عمده و مهم ، اصلاح قلب است . قلب هم از مَلكات گذشته و خواطر متأثّر مىشود ، منشأ خواطر ، محسوسات و ملكات و مزاج است . - بر بنده است كه تمام جديّت و نهايت سعيش را در شناسايى آفات اعمال بدارد ، تا جديّتش در خلوص عمل زياده گردد .

( 1136 ) جوان امرد

ذوالنّون مصرى - متوفى به سال 248 - مىگويد : وقتى در جبال بيت المقدس گردش مىنمودم ، ناگاه آوازى به گوش من رسيد كه بدين كلمات مترنّم بود :
ذهب الآلام عن أبدان الخدّام * و ولهت بالطاّعة عن الشّراب والطّعام
دردها از بدن خدمتگزاران از بين رفت و اشتياق پيدا كرد به اطاعت از نوشيدنى و غذا خوردن . و ألّفت أبدانهم طولَ القيام و بدن‌هايشان الفت پيدا كرد براى قيام طولانى [ در عبادت ] . به دنبال آن صوت نزديك رفتم ، ديدم جوانى است امرد ، رويش مايل به زردى و بدنش ضعيف ، چون باد به وى وزيدى ، تمايل به چپ و راست نمود . تا نظرش بر من