رجوع از مكره خدا به رضاى او است ، يا از جهل به علم ، يا از شقاوت به سعادت ، يا از معصيت به طاعت .
- از بعضى مشايخ خود سؤال كردم : كدام يك از اعمال جوارح را شما تجربه كردهايد كه در قلب اثرش نيكو باشد ؟ فرمود : به جا آوردن هر روز بالدّوام سجدهاى كه طولانى نمايد آن را يك ساعت يا سه ربع ساعت ، و در آن اين ذكر بگويد :
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
« 1 » معبودى جز تو نيست ، منزّهى تو ، راستى كه من از ستمكاران بودم .
در حالى كه ببيند نفس خود را در زندان عالم طبيعت و به زنجيرهاى اخلاق رذيله گرفتار و تنزيه كننده باشد خداى تعالى را به اين كه آن چه به من كردى ، نه براى ظلم به من بود ، بلكه من ظلم به نفس خود كردهام و او را واقع در اين مهلكه عظيم و خطرناك نمودهام .
و دوّم و سوّم آن كه : در شبهاى جمعه و و روزهاى جمعه ، صد مرتبه سوره « إنّا أنزلنا » يعنى سورهى قدر را قرائت نمايد .
و مىفرمود : من چيزى از اعمال مستحبّه را نديدم كه چون اين سه تأثير داشته باشد .
- قلبهايى كه از حبّ دنيا پيراسته باشد ، تمام حالاتش نماز است و ذكر بلكه نور چشم او در نماز است ، بلكه چيزى از لذايذ دنيا او را لذّت نبخشد هرگز . بلكه او را علم به دنيا نباشد و كارى به دنيا ندارد ، تا اين كه محتاج به مجاهده باشد براى دفع خواطر ، بلكه اگر آنى قلبش غفلت از خدا كند ، از شوق او خواهد مرد .
- براى اخلاص مراتبى است ، تحصيل آن مراتب ممكن نيست ، مگر براى كسى كه خدا او را هدايت كرده باشد به فضل خود و به او نور حكمت را عنايت كرده باشد و به كيدهاى نفس او را آشنا ساخته باشد و به راههايى كه شيطان از آنها وارد مىشود ، بينا نموده باشد و او را كمك كرده باشد به جند و لشگر خود ، تا اين كه عمل او از آفات
هامش
( 1 ) . سورهى انبيا ، آيهى 87 .