محفوظ ماند .
آخرين درجه اخلاص آن است كه عمل او از شائبه تمام تمايلات خالص باشد ، حتّى اخرويّه . عبادت تنها خالص براى خدا باشد ، و باعثِ آن محبّت او باشد و اين كه او اهل براى آن طاعت و عمل و عبادت است .
- كسى كه غالب اوقاتش را به عبادت به سر مىبرد - خصوصاً اهل علم ؛ زيرا غالب شغل آنان عبادت است ، عبادتى شريفتر از تحصيل علوم ربانيّة نيست - با همه اين حال ، در قلب خود نور و صفا و زيادتى معرفت را نمىيابد ، بايد قطع پيدا كند كه عمل او معيوب است و در جمله كسانى است كه خداوند آنها را به خسران عمل ذكر مىكند :
الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً .
« 1 » [ آنان ] كسانىاند كه كوشششان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مىپندارند كه كار خوب انجام مىدهند .
- پناه مىبرم به خدا از غرور و شيطانِ غَرور ، نمىدانم و معتقد نيستم دردى مضرتر براى قلب سالك از غرور و نه نزديكتر براى هلاكت از غرور .
- « المتحقّق بحقيقة التّسمية متحقّق بمقام العبوديّة الّتى كنهها الرّبوبيّة ، و هى علامة الرّبوبيّة و مظهرها ، لِأنّ العبوديّة فناء و تبعيّة و قابليّة و سؤال و التجاء و اعتصام ، والرّبوبيّة كمال وجود و إعطاء و إيجاد و إمداد و تأثير ، والأدلّة مظاهر للآخر ؛ فمَن يسمّى نفسَه بهذه السّمات ، أى بجهات الفقر و الفناء ، فقد ناله بما يريد من تأثير الرّبوبيّة ، و من يسمّى بسمات نفسه ، أى رأى لنفسه قدرةً و حَولًا و قوّةً ، إحتجبَ بنفسه عن ربّه . »
كسى كه به حقيقت ناميدن ( خداوند او را نامگذارى كند . برسد ، به مقام بندگى كه حقيقتش ربوبيّت است رسيده و آن نشانهى ربوبيت و ظهور دهندهى آن است ؛ زيرا بندگى ، فناء و تبعيت و قابليت و سؤال و پناه بردن و چنگ زدن است و ربوبيت ، كمال
هامش
( 1 ) . سورهى كهف ، آيهى 104 .