بداند كه زبان تأثير و مدخليتش به موجودى دون موجودى مقصور نيست ، بلكه از واجب - تعالى - گرفته ، تا آخر درجه ممكنات به تصديق و تكذيب و بدگويى و ثناء راه دارد . . . اين است كه روايت شده كه حضرت سيّد انبيا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - با انبيا ثلاثه جمع شدند ، هر يكى چيزى فرمودند ، به اين وتيره كه هر كس فلان عمل بكند به كتاب من عمل نموده ، آن حضرت فرمودند : هر كس زبانش را اصلاح نمايد ، به تمام قرآن عمل نموده است .
اين فقره در پيش علماى اخلاق ، از كلماتِ معجز نشان آن حضرت محسوب مىشود .
- [ اگر سالك ] ارادهى خود را تابع ارادهى حضرت حقّ قرار دهد ، در تمام حركات و سكناتش و براى او ارادهى مخالف ارادهى او نباشد ، اين مقام رضاست ، اين شخص هميشه در بهشت است ،
لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ
« 1 » ؛ ( در آن جا هر چه بخواهند براى آنان [ فراهم ] است . ) و براى همين است كه اسمِ خازن جنّت ، رضوان است ، و در حديث معراج است كه :
« إنّ اللَّه قال : فمن عمِل برضايى ، ألزمه ثلث خصال : أعرفُه شكراً لا يخالطه جهل ؛ و ذكراً لا يخالطه النّسيان ؛ و محبّةً لا يؤثّر على محبّتى محبّة المخلوقين . »
خداوند مىفرمايد : پس كسى كه به رضايت من عمل كند او را به سه خصلت ملزم مىگردانم : به او شكرى را مىشناسانم كه با جهل مخلوط نباشد و ذكرى را كه با فراموشى مخلوط نبوده و محبّتى را كه بر محبت من محبت مخلوقين را برنگزيند .
- [ اگر سالك ] قدرت خود را در قدرت خداوند نابود كند ، و براى غير از خداوند قدرت نبيند ، نه براى نفس خود و نه براى غيرش ، اين مقام توكّل است
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ
هامش
( 1 ) . سورهى نحل ، آيهى 31 .