براى شما بالا رود ، بلكه در دلهايتان نهفته است . متخلق به اخلاق روحانيين شوديد تا اين كه علم برايتان ظاهر شود .
- اگر انسان اخلاق خود را تذكيه نمايد ، و اعمال و حركت و سكون خود را به ميزان شرع و عقل مطابق نمايد ، چون عقل و شرع مطابقند در اين كه انسان را امر مىكنند كه متّصف به صفات و اخلاق روحانيين شود و مراقب باشد كه حركات و سكونش موجب ترقّى به عوالم عليّين و مقام روحانييّن بشود ، بالجمله تحصيل معرفت
« بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ »
نمايد « بالمعرفة الوجدانيّة » تحصيل شناخت خدا و ملايكه و كتابها و رسولانش و روز آخرت نمايد به شناخت يافتنى . آن وقت موجودى مىباشد انسانى روُحانى ، نه انسانى جسمانى .
- اى نفس بىحياى نويسنده ! و اى بىحياى شنونده ! اگر قطع به اين عالم دارى كو اثرش ؟ چرا آرامى ؟ چرا بر سر كوهها نمىروى ؟ چرا به بيابانها فرار نمىكنى ؟ چرا ورد شب و روزت
يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فِيها
« 1 » ؛ ( اى دريغ بر ما ، بر آن چه دربارهى آن كوتاهى كرديم . ) نيست ؟ بلكه اگر مظنّه هم دارى ، چرا از غصّه نمىميرى ؟ بلكه اگر احتمالش هم مىدهى ، بايد اين احتمال عيش تو را منغص كند ، و لذّت را از أعراض اين دنياى دنيّه فانية قطع بكند .
- سالك راه خدا را بعد از توبه ، لازم است از مشارطه و مراقبه و محاسبه .
- حزن سالك بايد دايمى باشد ، حزن در دل و بِشر در روى ، حزن در باطن و بِشر در ظاهر بايد داشته باشد ، در روايت است كه اين حزن رشتهاى است ما بين بنده و خداوند ، مادامى كه هست علقهى بنده از حضرت او منقطع نمىشود .
- [ سالك ] بايد در همهى خيرات جدّى ، مخصوصاً اهتمامى در تأديب زبان مباركش نمايد ، كه هيچ يك از اعضاء به درجهى او « لازم الرعاية و صعب التّأديب والعلاج . » ؛ ( لازم باشد رعايت او و اين كه ادب كردن و علاجش سخت است . ) نيست . . . بايد آن را
هامش
( 1 ) . سورهى انعام ، آيهى 31 .