تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
شعر
شد يار ، يار ديگران با ديگران ياريش بين * با عاشقان شد سر گران ، عاشق نگهداريش بين در طرف باغ و بوستان ، مىمىكشد با اين و آن * وز من همى دارد نهان ، مستى و هشياريش بين « 1 »

( 1135 ) حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى

عارف باللَّه ، صاحب كمالات نفسانى و علم و عمل و از شاگردان اخلاقى آخوند مولى حسينقلى همدانى است كه در كمالات ظاهرى يگانه بود . در شب جمعه 11 ذىالحجه سال 1343 به ملكوت اعلى پيوست و در قبرستان شيخان قم نزديك مقبره‌ى ميرزاى قمى به خاك سپرده شد . رساله‌ى لقائيه و اعمال السّنة و اسرار الصّلاة از تأليفات ايشان است . در حالات اين عارف بزرگ نقل است كه در مجلس خود چون سخن مىگفت ، صداى گريه از اهل مجلس برمىخواست . با آن كه وى درس اخلاق و نماز جماعتى در ايوان مدرسه فيضيّه و حرم مطهر حضرت معصومه - عليهاالسّلام - داشت و در كارهاى اجتماعى شركت مىكرد ، ولى 7 سال اواخر عمر جز براى نماز صبح و عيادت مريض از خانه خارج نمىشد ، همه روزه شاگردان وى به منزلش مىرفتند ، و به مواعظ آتشين وى گوش فرا مىدادند . يكى از شاگردان وى مىگويد : در مرض موت ايشان ، دو روزى در جمكران بودم ، استاد از بنده پرسش كرده بودند . پس از مراجعت ، به حضورشان رفتم ، تكيه كرده بود ،
هامش
( 1 ) . مجمع الفصحاء ؛ طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 112 .