خاك تيمّم خواست ، پس از تيمّم شروع به نماز نمود و هنوز تكبيرة الأحرام را تمام نكرده بود كه جان به جان آفرين تسليم نمود . « 1 » گفتار
- برادر من ! اگر همّت دارى كه از اهل معرفت شوى ، انسان بشوى ، بشر روحانى باشى ، سهيم و شريك ملايكه باشى ، رفيق انبيا و اوليا باشى ، كمر همّت به ميان زده ، از راه شريعت بيا ، يك مقدار از صفات حيوانات را از خود دور كن ، و متخلّق به اخلاق روحانيين باش و راضى به مقام حيوانات و قانع به مرتبه جمادات مشو و حركتى از اين آب و گل به سوى وطن اصلى خود ، كه از عوالم علّيين و محلِّ مقرّبين است ، بكن ، تا بالكشف و العيان به حقيقت اين امر بزرگ نايل شوى . و راه وصول به اين كرامت عظمى ، معرفت نفس است ، همّت بكن بلكه نفس خود را بشناسى ، كه شناختن او ، راه شناختن خداوند - - جلّجلاله - است ، چنان چه در روايت مشهوره وارد است « من عرف نفسه ، عرف ربّه . » ؛ ( كسى كه خود را بشناسد پروردگار خويش را شناخته است . )
- انسان ، انسانيّتش به صورت نيست ، چرا كه صورت را در حمام هم مىكشند و به جسمانيت هم نيست ، چرا كه حيوانات خبيثه هم جسم دارند ، و باشَره طعام و جماع هم نيست ، چرا كه خرس و خنزير هم شَرَهشان بيشتر از تو است و با غضب و قوّهى انتقام هم نيست ، چرا كه سگ و گرگ هم قوّهى غضبيّهشان خيلى است ؛ بلكه خاصّه انسانيت كه تو را انسان كند و در شركاء ديگر يافت نشود ، علم است و معرفت و اخلاق حسنه ، علم و معرفت حاصل نشود مگر به تحسين اخلاق ، چنان چه مىفرمايد :
« العلم ليس فى السّماء لينزل إليكم ، و لا فى الأرض ليصعد لكم ، بل مجبول فى قلوبكم . تخلّقوا بأخلاق الرّوحانييّن ، حتّى يظهر لكم . »
علم در آسمان نيست تا به سوى شما فرود آيد و در زمين نيز نمىباشد تا
هامش
( 1 ) . طبقات اعلام الشيعه ( نقباء البشر ) ، ج 1 ، ص 329 ، شمارهى 273 .