تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
نماز محل مناجات و معدن صفا - مصفى شدن - است ، ميدان‌هاى اسرار در آن وسيع مىشود و تلألؤهاى نور در آن مىتابد . - « الزّهادُ إذا مدحوا انقبضوا لشهودهم الثناءَ من الخلق و العارفون إذا مدحوا انبسطوا لشهودهم ذلك من الملك الحقّ . » زهّاد وقتى مدح شوند حالت گرفتگى پيدا مىكنند ؟ زيرا ستايش را از مردم مىبينند و عارفين وقتى مدح شوند گشايش پيدا مىكنند ؟ چرا كه آن را از خداوند مالك حق مىبينند . - « حظُّ النّفس فى المعصية ظاهرٌ جلىٌّ و حظُّها فى الطاّعات باطنٌ خفىٌّ و ملاقاةُ ما يخفى صعبٌ علاجُه . » بهره‌ى نفس در معصيت ظاهر آشكار است و بهره‌اش در طاعات باطنى مخفى است و مداوا كردن امر مخفى علاجش سخت است . - « من عرف الحقَّ شهده فى كلّ شىءٍ و من فنى به غاب عن كلّ شىٍء و من أحبّه لم يؤثّر عليه شيئاً . » كسى كه خدا را بشناسد او را در هر چيزى مشاهده مىكند و كسى كه به او فانى شود از هر چيزى غايب مىشود و كسى كه او را دوست داشته باشد چيزى را بر او ترجيح نمىدهد . - « إنّما حجب الحقُّ عنك شدّةَ قُربه منك . » همانا خداوند از تو محجوب است به خاطر نزديكى شديد او به تو . - « إنّما احتجب لشدّة ظهوره و خفى عن الأبصار لعظَم نوره . » همانا خداوند محجوب شده است به علت ظهور شديدش و مخفى مانده از ديده‌ها به سبب بزرگ بودن نورش . - « ورودُ الفاقات أعيادُ المريدين ، ربّما وجدت من المزيد فى الفاقات ما لا تجده فى الصّوم و الصّلوة . » وارد شدن سختىها عيد ارادتمندان است ، گاهى در سختىها عنايات زيادى مىشود كه در روزه و نماز يافت نمىشود .