تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
كه مصاحبت كنى با عالمى كه از خود راضى است ، پس براى عالمى كه از خويش خشنود است چه علمى خواهد بود و براى جاهلى كه از خويش خشنود نيست چه جهلى وجود دارد . - « العجبُ كلُّ العجَب ممَّن يهرب ممّن لاانفكاكَ له عنه و يطلب ما لابقاءَ له معه فانّها لاتعمى الأبصارُ الآية . » تمامى تعجب ها از كسى است كه فرار مىكند از كسى كه از او جدائى ندارد و طلب مىكند چيزى را كه بقائى براى او با آن نيست زيرا چشم‌ها نابينا نمىشود . . . - « لاتصحب من لاينهضُك حالُه و لايدُلّك على اللَّه مقالُه . » مصاحبت مكن با كسى كه حالش تو را حركت نمىدهد و سخنش بر خداوند راهنمايىات نمىكند . - « من علامات موتِ القلب عدمُ الحزن على ما فاتك من الموافقات و تركُ النّدم على ما فعلته من وجود الزّلّات . » از نشانه‌هاى مردن دل ، محزون نشدن است بر آن چه از كارهاى خوب از دستت ميرود و پشيمان نشدن بر لغزش‌هايى كه انجام مىدهى . - « لا عملَ أرجى للقلوب مِن عمل يغيب عنك شهودُه و يحقّره عنك وجودُه . » عملى اميدوار كننده‌تر براى دل‌ها نيست از آن كه مشاهده‌اش از تو پنهان شود و صادر شدنش را از خودت كوچك بدانى . - « الأنوارُ مطايا القلوب و الأسرار . » نورها مركب‌هاى دل‌ها و باطن‌هاست . - « النّورُ جندُ القلب كما أنّ الظّلمةَ جندُ النّفس ، فإذا أراد اللَّهُ أن ينصر عبدَه أمده بجنود الأنوار و قطع عند [ عنه ] مددَ انظلم و الأغيار . » نور لشكر قلب است همانطور كه ظلمت لشكر نفس است ؛ پس وقتى خدا بخواهد بنده‌اش را يارى كند او را با لشكر نورها كمك مىكند و كمك ظلمت‌ها و اغيار را از او قطع مىكند .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 58 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)