خواستهى عارفان از خداوند راستى در بندگى و به پا داشتن حقوق ربوبيت است .
- « العطاءُ من الخلق حِرمانٌ و المنعٌ من اللَّه إحسانٌ . »
دادن از طرف مردم محروميت است و منع از طرف خداوند نيكى است .
- « خيرُ أوقاتك وقتٌ تشهد فيه وجودَ فاقتك و تردُ فيه إلى وجود ذلّتك . »
بهترين اوقاتت وقتى است كه در آن نيازمنديت را مشاهده مىكنى و به خواريت مىرسى .
- « متى اوحشَك من خلقه فاعلم أنّه يريد أن يفتح لك بابَ الأنس به . »
هر وقت خدا تو را از مخلوقاتش به وحشت انداخت بدان كه مىخواهد درب انس به خودش را برايت باز كند .
- « العارفُ لايزول اضطرارُه و لايكون مع غير اللَّه قرارُه . »
عارف اضطرارش زايل نمىشود و با غير خدا قرار و آرامش ندارد .
- « الغافلُ إذا أصبح ينظر ماذا يفعل والعاقلُ ينظر ماذا يفعل اللَّهُ به . »
شخص غافل وقتى صبح مىكند مىبيند چه كارى انجام مىدهد و عاقل نگاه مىكند كه خدا با او چه كرده است .
- « ورودُ الأمداد بِحسب الإستعداد و شروقُ الأنوار على حسب صفا الأسرار . »
وارد شدن كمكها به حسب استعداد است و اشراق انوار به حسب صفاى باطنها .
- « سبحانَ من ستر سرَّ الخصوصيّة بظهور البشريّة و ظهر بعظمة الربّوبيّة فى إظهار العبوديّة . »
منزّه است كسى كه سرّ مختص شدن را با ظهور بشريّت پوشانده و عظمت ربوبيّت را در اظهار بندگى ظاهر كرده است .
- « الصّلوةُ طُهرةٌ للقلوب من إدناس الذّنوب و استفتاحٌ لباب الغيوب . »
نماز موجب پاكى دلها از چرك گناهان و بازكردن در غيبهاست .
- « الصّلوةُ محلُّ المناجاة و معدنُ المصافات تتّسع فيها ميادينُ الأسرار و تشرق فيها شوارقُ الأنوار . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 60
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٦٠