بشهواته أم كيف يطمع أن يُدخِل حضرةَ اللَّه و هو لم يتطهّر من جنابة غفلاته ؟ أم كيف يرجوا أن يفهم دقائقَ الأسرار و هو لم يتب من هفَواته . »
چگونه قلبى صورتهاى هستى در آينهاش متلألأ مىشود يا چگونه به سوى خدا كوچ مىكند در حالى كه در شهوات فرو رفته است يا چگونه طمع دارد كه وارد حضور الهى شود در حالى كه از جنابت غفلتهايش تطهير نكرده است يا چگونه اميد دارد كه دقايق اسرار را بفهمد در حالى كه از لغزشهايش توبه نكرده است ؟
- « لاتترقّب فروغَ الأغيار ؛ فإنّ ذلك يقطعك عن وجود المراقبه له فيما هو مقيمُك فيه . »
مراقب باش كه از اغيار فارغ شوى ؛ زيرا آن تو را از وجود مراقبه براى خدا در آن چه مقيم آن هستى جدا مىكند .
- « ما استودع فى غيب السّرائر ظهرَ فى شهادة الظّواهر »
آن چه در پنهان باطنها بوديعه گذارده شده ، در شهادت ظاهرها آشكار مىشود .
- « اخرُج من أوصاف بشريّتك عن كلّ وصف مناقض بعوديّتك لتكونَ لنداءُ الحقّ مجيباً من حضرته قريباً . »
از اوصاف بشريّت خويش از هر وصفى كه با عبوديّت نقيض باشد خارج شو تا اين كه نداى حقّ را پاسخگو باشى ، و به محضرش نزديك گردى .
- « أصلُ كلِّ معصيةٍ و غفلةٍ و شهوةٍ الرّضا عن النّفس و أصلُ كلِّ طاعة و يقظة و عفّة عدمُ الرّضا منك عنها . »
اصل هر معصيت و غفلت و شهوتى ، خشنودى از نفس است و اصل هر طاعت و بيدارى و عفتى ، خشنود نبودنت از خويش مىباشد .
- « و لَإن تصحبَ جاهلًا لايرضى عن نفسه خيرٌ لك من أن تصحب عالماً يرضى عن نفسه فأىُّ علمٍ لعالم يرضى عن نفسه و أىُّ جهل لجاهل لايرضى عن نفسه . »
اگر مصاحبت داشته باشى با نادانى كه از خويش خشنود نيست ، بهتر است برايت از اين
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 57
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٥٧