رسيدنش مىرود .
- « من استولت عليه نفسُه ، صار أسيراً فى حكم الشّهوات ، محصوراً فى سجن الهوى ، و حرّم اللَّهُ على قلبه الفوآئدَ ، فلايستلذّ بكلام اللَّه تعالى ، و لايستحليه ، و إن قرأ كلَّ يوم ختماً ؛ لِانّه تعالى يقول :
سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
» « 1 »
هر كس كه نفسش بر او چيره گردد اسير حكم خواهشهاى نفسانى و در زندان هواى نفس زندانى مىگردد ، و خدا فوائد و بهرهها را بر دلش حرام مىگرداند ، و در نتيجه از كلام خداوند متعال لذّت نمىبرد و شيرينى او را درك نمىكند ، هر چند كه روزى يك ختم قرآن كند ، زيرا خداوند متعال مىفرمايد : « كسانى را كه در روى زمين بدون حق تكبّر مىكنند ، از نشانههاى روشنم باز خواهم داشت . » )
- « من لم يحكم بينَه و بين اللَّه التّقوى و المراقبة ، لم يصل إلى الكشفِ و المشاهدة ؛ فإنّ مَن لاتقوى عنده ، فوجهُه مطموسٌ ، و من لامراقبَة له ، فحالُه منكوسٌ . »
هر كس ميان خود و خداوند تقوى و مراقبه را محكم و استوار نگرداند ، به كشف و مشاهده نمىرسد ، پس هر كس كه تقوى نداشته باشد ، چهرهاش بىنور ، و هر كس كه مراقبه نداشته باشد ، حالش واژگون خواهد بود .
- محاربه عارف ، با خطرات است ؛ و حاربهى ابدال ، با فكر .
- چون حقّ تعالى زنده گرداند بنده را به انوار خويش ، هرگز نميرد تا ابد ؛ و چون بميراند بنده را به خذلان خويش ، هرگز او را زنده نگرداند تا ابد .
- از وى پرسيدند :
« متى يسقُط عن العبد ثقلُ المعاملة ؟ »
كى سنگينى معامله از بنده برداشته مىشود ؟
گفت :
« هيهاتَ ! ما منها بدٌّ ، و لكن يقع الحملُ فيها . »
هامش
( 1 ) . سورهى اعراف ، آيهى 146 .