( 673 ) رضىّ الدّين ، احمد بن محمّد بن احمد جامى « 1 »
اهل معرفت و مردى فاضل و كامل و عالم است . در ده بِرس « 2 » ساكن ، و از پسران غير صلبىِ احمد جامى - متوفى به سال 536 - مىباشد .
شعر
- عاشقان در عشق ، چون با دلبران پيمان كنند * هر زمانى بر رخ معشوق ، جان افشان كنند
از كمال عشق ، در پيش جمال خوب يار * نعرهها از دل زنند و سجدهها از جان كنند
گر ز نزد دوست آيد صد بلا ، مهمان صفت * جان خود در پيش مهمان بلا ، قربان كنند
تُحفه [ اى ] كز درگه او آيد ، از راه نياز * در ميان جان ، چو جان از جان خود پنهان كنند
هر چه دارى يا رضى احمد ! زهستى ، آن بسوز تا تو را در خلد اعلى ، خانه و ايوان كنند « 3 »
هامش
( 1 ) . جامى : منسوب به تربت جام ، از توابع استان خراسان در نزديكى مرز افغانستان كه مدفن شيخ اجمد جام در آن جا مشهور و معروف مىباشد و يا به احتمال خيلى ضعيف منسوب به چندين روستا در اطراف تربت جام .
( 2 ) . برس : 1 . بُرس : منقطهاى در سرزمين بابِل ( بين النهرين ) كه آثار بخت النصر در آن وجود دارد ؛ 2 . بِرس : روستايىواقع در فيما بين اردبيل و گيلان .
( 3 ) . رشحات عين الحياة ، در ذكر اعقاب شيخ احمد جامى نامقى ؛ نفحات الانس .