تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
پايين‌ترين مرتبه‌ى ياد خدا آن است كه به واسطه آن پايين‌تر و غير از ياد خدا نفى شود ؛ و نهايت و غايت ذكر آن است كه ياد كننده خود را به واسطه‌ى استغراق و فرورفتن در مذكور خود [ حضرت حق ] در ذكر گم كند . از رجوع به مقام ذكر بازماند ، و اين همان حالت فنا در فنا است . - « للَّه عبادٌ لم يَستصلحهم لمعرفته ، فشغلَهم بخدمته ، و له عبادٌ لم يستصلحهم لخدمته ، فأهملَهم . » براى خدا بندگانى است كه ايشان را براى شناخت خود قابل ندانسته ، پس آنان را به خدمت و عبادت خودش مشغول و سرگرم نموده و براى او بندگانى است كه صلاحيّت براى خدمت و عبادت او را ندارند ، پس ايشان را رها فرموده است . - « لابلاغَ إلى مراتب الأخيار إلّابالصّدق ، و كلُّ وقتٍ و حالٍ خَلا عن الصّدق فباطلٌ . » كسى به منزلت و مرتبه‌ى اخيار و خوبان نمىرسد مگر با صدق و راستى و هر وقت و حالى كه از صدق تهى باشد ، باطل است . - « المحبُّ أختار المكروهَ والأثقالَ لرضا محبوبه ، يبتغى لذلك رضاه ، و هو غايةُ المُنى ، و أنشدوا : عاشق و دوستدار حضرت حقّ به خاطر رضا و خشنودى محبوبش ، امور ناخوشايند و سنگين را برگزيده ، بدين وسيله خرسندى و خشنودى او را مىجويد و رضا و خشنودى حضرت حق نهايت آرزوى او است . و سروده‌اند كه :
رأيتُك يُدنينى إليك تباعُدى * فباعدتُ نفسى ، لابتغاء التقرّبِ
ديدم كه دورى من ، مرا به تو نزديك مىكند ، پس براى نزديكى جستن به تو خويشتن را دور كردم . و نيز به وى گفتند : خدا را به چه شناختى ؟ گفت : به آن كه نشناختم . « 1 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 164 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 104 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 383 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 47 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)