( 675 ) ابوالعبّاس ، احمد بن محمّد دينورى
اهل معرفت و صاحب استقامت است كه با يوسف بن حسين و عبداللَّه بن خرّاز و ابو محمد جريرى و ابوالعباس ، احمد بن محمّد بن عطا مصاحبت داشت « 1 » و ابو محمّد رويم بن احمد را ديد . به نيشابور و پس از آن به سمرقند رفت و بعد از سال 240 در همان جا از دنيا رفت .
گفتار
- « ألعلمآءُ متفاوتون فى ترتيب مشاهدات الأشيآء : فقومٌ رجعوا من الأشيآء إلى اللَّه ، فشاهدوا الأشيآءَ حيثُ الأشياءُ ثمّ رجعوا عينُها إلى اللَّه ؛ و قومٌ رجعوا من اللَّه إلى الأشيآءِ من غير غيبتِهم عنه ، فلم يروا شيئاً إلّاو رَأَوا الحقَّ قبلَه ؛ و قومٌ بقوامعَ الاشيآء لِانّهم لم يكن لهم طريقٌ منهم إلى اللَّه . »
علما در ترتيب ديدن موجودات مختلف هستند : پس دستهاى از اشياء به خدا بازگشت نموده و موجودات را همان جا كه هستند ديده و سپس از آنها به خدا برگشتهاند ؛ و گروهى بدون اين كه از خدا غايب شوند از خدا به موجودات بازگشتهاند ، پس هيچ چيز را نمىبينند مگر اين كه حق را پيش از آن مشاهده مىكنند ؛ و دستهاى با موجودات باقى ماندهاند ؛ زيرا براى ايشان راهى از آنها به سوى خدا وجود ندارد .
- « مكاشفاتُ الأعيان بالأبصار ، و مكاشفاتُ القلوب بالإتّصال . »
مكاشفه ديدهها به چشم است و مكاشفهى دلها به اتّصال با خداوند .
- « أدنَى الذّكر أن يَنفى مادونَه ، و نهايةُ الذّكر أن تغيب الذّاكرُ فى الذّكر ، و يستغرق بمذكوره عن الرّجوع إلى مقام الذّكر ، و هذا حالُ فَنآء الفنآء . »
هامش
( 1 ) . تمام كسانى كه وى با آنها مصاحبت داشته بعد از سنه سيصد بدرود زندگى گفتهاند ، بنابراين ممكن است وفات وىقريب به سيصد و يا بعد از سيصد باشد .