تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
اندر ره دوست غير او را مطلب * مغرور بفكرهاى معقول مشو تا در پى نفس مىروى دربندى * خود را به ميان آتشى افكندى يك پند زمن گوش كن اى يار عزيز * مپسند به كس ، آن چه به خود مپسندى ره سوى جانان نه راه باديه است اى بىخبر * ترك خود كن همچو مردان تا سوى جانان شويم هر كه اندر كعبه جويد سرّ جان خويشتن * گو شهادت تازه كن تا با سر ايمان شويم يك قدم در عالم توحيد نه مردانه وار * با دو سر تا چند چون پرگار سرگردان شويم
در نگر در آيت « كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ » « 1 » * تا از آن جا سوى بحر « مَنْ عَلَيْها فانٍ » « 2 » شويم چون بدانستى رجوع كلّ شى با اصل خود * آن زمان با پادشاه ملك انس و جان شويم در فناى خويشتن چون غرقه گشتى بعد از اين * در بقاء حىّ باقى دلخوش و شادان شويم دواى درد دل از ذكر حق جو * كلام دوست را عين شفابين
هامش
( 1 ) . سوره‌ى انبيا ، آيه‌ى 93 . ( 2 ) . سوره‌ى الرحمان ، آيه‌ى 26 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 39 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)