تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
مناجات - « إلهى ! لو أصبتُ موئلًا فى الشّدآئد غيرَك ، أو ملجأً فى المنازل سواك ، لحقَّ لى أن لاأعرَض إليه بوجهى عنك ، و لاأختاره عليك ؛ لقديم إحسانك إلىّ و حديثه ، و ظاهر منّتك علىّ و باطنها . » بارالها ! اگر در گرفتارىها پناهگاهى غير از تو مىيافتم يا در منزل‌ها [ درجات سير ] به پناهى غير از تو برخورد مىكردم ، باز هم سزاوار بود كه از تو به سوى او روى نگردانم و او را بر تو اختيار نكنم ، به سبب نيكىهاى قديم و جديد تو به من و منّتهاى آشكار و پنهان تو بر من . - « لو تقطّعتُ فى البلآء إرباً إرباً ، وانصبّت علىّ الشّدآئد صبّاً صبّاً ، و لا أجد مشتكىً غيرك و لا مَفزعاً . . . فيا وارث الأرض و مُنّ عليها ! و يا باعث جميع مَن فيها ! ورِّث أملى فيك منّى أملى ، و بلِّغ همّى فيك منتهى وسآئلى . » [ بارالها ! ] اگر در بلاها قطعه قطعه گردم و گرفتارىها ناگهان بر من فرو ريزند و غير از تو محلّ شكايت و پناهى نيابم . . . پس اى كسى كه وارث زمين و آن چه روى آن است و اى برانگيزاننده‌ى آن چه در آن است ، آرزويم را در خودت تا آخرين درجه‌اش برآورده كن و به قصدم نسبت به خودت تا آخرين وسائلش برسان . - « أللّهمّ ! اجعلنا من الّذين جازوا ديار الظّالمين ، واستوحشوا من مؤانسة الجاهلين ، و شابوا ثمرة العمل بنور الإخلاص ، واستقوا من عين الحكمة ، و ركبوا سفينة الفطنة ، و أقلعوا بريح اليقين ، و لجّجوا فى بحر النّجاة ، و رسوا بشطّ الإخلاص . » بار الها ! ما را از كسانى قرار ده كه از خانه ستمگران گذشتند و از انس با جاهلان وحشت دارند و نتيجه‌ى عمل را با نور اخلاص مخلوط نمودند و از چشمه‌ى حكمت سيراب گشتند و بر كشتى زيركى سوار شدند و بوى يقين را آشكار كردند و در درياى نجات غوطه ور شدند و در كرانه‌ى اخلاص ساكن شدند .