تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
بار الها ! ما را از كسانى قرار ده كه فكر كردند پس عبرت گرفتند و تأمّل كردند پس بينا شدند و شنيدند پس دل‌هايشان به تمايل به طلب آخرت تعلق پيدا كرد تا اين كه از توجه به دنيا و آن‌چه در آن است به زانو در آمد و متلاشى شد ، پس با نور حكمت‌ها شكافتند آن چه را كه تاريكى غفلت‌ها آن را بستند و درهاى بسته شده‌ى نابينايى را با انوار كليدهاى نورانى باز كردند و مجالس اهل ذكر را با مواظبت نيكو كردند و مدح دايمى ، آباد كردند . - « أللّهم ! اجعلنا من الّذين تراسلتَ عليهم ستور عصمة الأوليآء ، و حصنت قلوبهم بطهارة الصّفا ، و زيّنتَها بالفهم والحيآء ، و طيّرتَ همومهم فى ملكوت سماواتك حجّاباً حتّى تنتهى إليك ، فرددتها بطرآئف الفوآئد . » بارالها ! ما را از كسانى قرار ده كه پرده‌هاى عصمت اوليا را برايشان فرستادى و دل‌هايشان را با پاكى صفا حفظ كردى و آن را با فهم و حياء زينت دادى و همّت‌هايشان را در ملكوت آسمان‌هايت از پرده‌ها پرواز دادى تا به تو رسيدند ، پس آن‌ها را با فايده‌هاى ظريف برگرداندى . - « أللّهم ! اجعلنا من الّذين سهُل عليهم طريقُ الطّاعة ، و تمكّنوا فى أزّمة التّقوى ، و منحوا بالتّوفيق منازل الأبرار ، فزُيّنوا و قربوا وكرموا بخدمتك . » بارالها ! ما را از كسانى قرار ده كه راه طاعت برايشان آسان شد و در ريسمان‌هاى تقوى ثابت ماندند و با توفيق ، منزل‌هاى نيكان به آن‌ها داده شد ، پس زينت داده شدند و نزديك گرديدند و به خدمتت اكرام شدند . - « إلهى ! من ذا الّذى ذاق طعمَ حلاوة مناجاتك ، فألهاه شىء عن طاعتك و مرضاتك ؟ أم من ذا الّذى ضمنت له النّصر فى دنياه و آخرته ، فاستنصر به من هو مثله فى عجزه وفاقته ؟ أم من ذا الّذى تكلّفت له بالرّزق فى سُقمه و صحّته ، فاسترزق غيرَك بمعصيتك فى طاعته ؟ أم من ذا الّذى عرّفتَه آثامَه ، فلم يحتمل ، خوفاً منك ، مؤونة فطامه ؟ أم من ذاالّذى أطّلعتَه على ما لديك ، ثم انقطع إليك كرامته ، فأعرض عنك صفحاً ، إخلاداً