الحثيث والأعمال الزّكيّة ، و هم يظنّون بل لا يشكون أنّهم مقصّرون .
و ذلك أنّهم عقلوا ، فعرفوا ، ثمّ اتّقوا ، و تفكّروا ، فاعتبروا حتّى أبصروا ، فلمّا أبصروا ، إستولت عليهم طرَقات أحزان الآخرة ، فقطعبهم الحزن حركات ألسنتهم عن الكلام من غير عىٍّ ، خوفاً من التّزيّن ، فيسقطوا من عين اللَّه ، فأمسكوا و أصبحوا فى الدّنيا مغمومين ، و أمسوا فيها مكروبين ، مع عقولٍ صحيحة و يقين ثابت و قلوب شاكرة و ألسن ذاكرة و أبدان صابرة ، و جوارحَ مطيعة . أهل صدق و نُصح و سلامة و صبر و توكّل و رضىً و ايمان ، عقلوا عن اللَّه أمره ، فشغلوا الجوارحَ فيما امروا به و ذكر و حياء ، وقطعوا الدّنيا بالصّبر على لزوم الحقّ ، و هجروا الهوى بدلالات العقول ، و تمسّكوا به حكم التّنزيل و شرايع السّنن ، و لهم فى كلّ ثارة منها دمعةٌ و لذّة و فكرة و عبرة ، و لهم مقام على المزيد للزّيادة ، فرحمة اللَّه علينا و عليهم ، و على جميع المؤمنين والصّالحين ! »
و آنان كجايند ؟ ايشان قومى هستند كه خداوند ايشان را از چشم خلقش محجوب كرده و آنها را از آفتهاى دنيا و فتنههاى آن مخفى داشته است . آگاه باشيد ! ايشان كسانى هستند كه بيابانهاى شكها را با يقين پيمودهاند و بر انجام واجبات به علم كمك گرفتند و با شناخت بر فساد اعمالشان استدلال كردند و از وحشت غفلت فرار كردند و براى پرهيز از جهل لباس علم را به تن كردند و با خوف از عذاب از غفلت امتناع مىورزند و براى از دست ندادن در صدق اعمال تلاش مىكنند و از جايگاههاى دروغ و هم آغوش شدن هوى و هوس خالى هستند و ريسمانهاى شك را با روح يقين بريدند و از ظلمتهاى تاريكىها گذشتند و دلايل بدعت گزاران را با تبعيّت از سنتهاى خداوند و اوليايش باطل كردند و پيشى گرفتند به انتقال از امور مكروه قبل از گذشتن وقتش و در احسان تسريع نمودند به سبب اين كه خود را در معرض بازداشتن از بدى قرار دادند و با نعمتها با شكر برخورد كردند ؛ زيرا زياد شدن آن را بزرگ مىشمردند و هنگامى كه افكار برايشان هجوم مىآورد و آنها را حركت مىداد ، زينت دنيا و فريبش را جلو
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٥١