گفتم :
« فمتى تطيب معرفتى ؟ »
پس چه وقت معرفتم پاكيزه مىشود ؟
گفت :
« إذا استوحشتَ من الدّنيا ، واشتدّ فرحك بنزول البلآء . »
هنگامى كه از دنيا وحشت كنى و خوشحاليت با نزول بلاء شديد شود .
گفتم :
« فمتى أفزع إلى ذكره و آنسُ بشكره ؟ »
پس چه وقت به ذكر خداوند پناه مىبرم و به شكرش انس مىگيرم ؟
گفت :
« إذا سررتَ ببلائه ، و فرحتَ بنزول قضائه . »
هنگامى كه به بلايش مسرور شوى و با نزول قضايش خوشحال گردى .
- از آثار محبّت پرسيدند . گفت :
« أن تحبَّ ما أحبّ اللَّه ، و تُبغض ما أبغض اللَّه ، و تفعل الخير كلُّه ، و ترفض كلّ ما يشغلعن اللَّه ، و أن لا تخاف فى اللَّه لومةَ لائم ، مع العطف للمؤمنين ، والغلظة للكافرين ، و اتّباع رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فى الدّين . »
آن چه را كه خداوند دوست دارد ، دوست داشته باشى و آن چه را كه بغض دارد ، بغض داشته باشى و تمام خيرات را انجام دهى و هر چه را كه از خداوند مشغولت مىنمايد ، رها كنى و در راه خدا از سرزنش سرزنش كنندهاى نترسى ، با عطوفت داشتن بر مؤمنين و درشتى با كافران و تبعيّت كردن رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - در دين .
- ذوالنّون در مواضع متعدّدى به تبيين و تفصيل صفت ابرار و اولياى حق پرداخته است ، از آن جمله :
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 349
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٤٩