تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
گفت : « لاتكن خصماً لنفسك على ربّك مستزيده فى رزقك و جاهك ، و لكن خصماً لربّك على نفسك ، فإنّه لايجتمع معك عليك . و لاتلقيَن أحداً به عين الإزدراء و التصغير ، و إن كان مشركاً ، خوفاً من عاقبتك و عاقبته ، فلعلّك تسلب المعرفة و يرزقها . » براى خوشحالى نفس ، دشمن پروردگارت مباش تا كه از او در روزى و مقامت زياده طلب كنى و لكن براى جلب رضايت پروردگارت ، دشمن خويشتن باش ، زيرا خداوند با تو بر ضررت جمع نمىشود و هيچ كس را با چشم بىاعتنايى و كوچكى ملاقات مكن هر چند مشرك باشد به سبب ترس از عاقبتت و عاقبت او كه شايد از تو معرفت سلب شود و روزى او شود . - عبداللَّه بن سهل گفته : به وى گفتم : « متى تخلص للَّه‌صلاتى ؟ » چه وقتى نمازم براى خدا خالص مىگردد ؟ گفت : « إذا سكنت معادن الأنوار من قلبك ، و نفدتَه فى ملكوت همّك . » هنگامى كه معدن‌هاى انوار در قلب ساكن شود و آن‌ها را در ملكوت همّت و فكرت از دست دهى [ توجه به اخلاصت نداشته فقط توجه به حق تعالى داشته باشى ] . گفتم : « متى يتمّ زهدى بعد ورعى ؟ » چه وقتى زهدم بعد از پرهيزگاريم تمام مىشود ؟ گفت : « إذا جعلتَ الفَرض لك معلّماً ، و أقمتَ الطّاعة لك مفهماً . » هنگامى كه واجبات برايت نشانه باشد و طاعات برايت محل فهم باشد .