گفت :
« لِأنّكم لاتصِحون الفرآئِض . »
زيرا واجبات را صحيح انجام نمىدهيد .
- كسى اظهار محبّت خدا نزدش نمود ، وى گفت :
« إحذر أن تذلّ لغير اللَّه ؛ و من علامة المحبّ للَّه ، أن لا يكون له حاجة إلى غير اللَّه . »
بترس از اين كه براى غير خدا ذليل شوى و از نشانههاى دوستدار خداوند آن است كه احتياجى به غير او نداشته باشد .
- پرسيدند از كمال عقل و كمال معرفت . گفت :
« إذا كنتَ قآئماً بما أمرتَ به ، تاركاً لتكلّف ما كفيتَ ، فأنتَ كامل العقل ؛ و إذا كنتَ متعلقاً باللَّه فى أحوالك ، لا بأعمالك ، غير ناظر إلى سواه ، فأنت كامل المعرفة . »
هنگامى كه به آن چه امر شدى قيام كنى و آن چه را كه از امور دنيا كفايت شدى ترك كنى ، پس تو كمال عقل را دارى و هنگامى كه در حالاتت به خداوند تعلّق داشته باشى نه به اعمالت ، به غير او نظر نيفكنى پس تو كمال معرفت را دارى .
- پرسيدند : اوّل درجهاى كه اهل معرفت به آن نايل مىشوند ، چيست ؟ گفت :
« التحيّر ، ثمّ الإفتقار ، ثمّ الْإتصال ، ثمّ انْتهى عقل العقلاء إلى الحيرة . »
حيرت ، سپس نيازمندى كردن ، سپس اتصال به حق تعالى ، سپس عقل عقلا به حيرت منتهى مىشود .
- پرسيدند :
« ما أغلب الأحوال على العارف ؟ »
كدام يك از حالات بر عارف غالبتر است ؟
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 344
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٤٤