تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
گفت : « لِأنّكم لاتصِحون الفرآئِض . » زيرا واجبات را صحيح انجام نمىدهيد . - كسى اظهار محبّت خدا نزدش نمود ، وى گفت : « إحذر أن تذلّ لغير اللَّه ؛ و من علامة المحبّ للَّه ، أن لا يكون له حاجة إلى غير اللَّه . » بترس از اين كه براى غير خدا ذليل شوى و از نشانه‌هاى دوستدار خداوند آن است كه احتياجى به غير او نداشته باشد . - پرسيدند از كمال عقل و كمال معرفت . گفت : « إذا كنتَ قآئماً بما أمرتَ به ، تاركاً لتكلّف ما كفيتَ ، فأنتَ كامل العقل ؛ و إذا كنتَ متعلقاً باللَّه فى أحوالك ، لا بأعمالك ، غير ناظر إلى سواه ، فأنت كامل المعرفة . » هنگامى كه به آن چه امر شدى قيام كنى و آن چه را كه از امور دنيا كفايت شدى ترك كنى ، پس تو كمال عقل را دارى و هنگامى كه در حالاتت به خداوند تعلّق داشته باشى نه به اعمالت ، به غير او نظر نيفكنى پس تو كمال معرفت را دارى . - پرسيدند : اوّل درجه‌اى كه اهل معرفت به آن نايل مىشوند ، چيست ؟ گفت : « التحيّر ، ثمّ الإفتقار ، ثمّ الْإتصال ، ثمّ انْتهى عقل العقلاء إلى الحيرة . » حيرت ، سپس نيازمندى كردن ، سپس اتصال به حق تعالى ، سپس عقل عقلا به حيرت منتهى مىشود . - پرسيدند : « ما أغلب الأحوال على العارف ؟ » كدام يك از حالات بر عارف غالب‌تر است ؟