تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
گفت : « حبَّه ، والحبَ فيه ، و نشرالالآء ، و هى الأحوال الّتى لا تفارقه . » محبت خدا و محبت براى او و پخش كردن نعمت‌ها و آن حالت‌هايى است كه از آن‌ها جدا نمىشوى . - پرسيدند : « فيم يجد العبد الخلاص ؟ » در چه چيز بنده خلاصى را مىيابد ؟ گفت : « الخلاص من الإخلاص ، فإذا اخلصت خلص . » خلاص شدن از اخلاص داشتن در اعمال است ، پس وقتى كه خودش [ به تمام وجود ] خالص گشت خلاصى مىيابد . پرسيدند : علامت اخلاص چيست ؟ گفت : « إذا لم يكن فى عملك محبّة المخلوقين و لامخافة ذمّهم ، فأنت مخلص إن شاء اللَّه تعالى . » وقتى كه عملت براى محبت مخلوق و ترس از مذمت آن‌ها نباشد ، پس تو انشاءاللَّه مخلص خواهى بود . - پرسيدند از محبّت ؟ گفت : « هى التى لا تزيدها منفعة ، و لا تنقصها مُضرّة . » آن است كه منفعت آن را زياد نكند و ضرر ديدن آن را كم نگرداند . سپس اين شعر را انشاء كرد :
شواهدُ أهل الحبّ باد دليلها * بأعلام صدق ما يضلّ سبيلها . . .
گواهان اهل محبت دليلشان نابود است ، به واسطه‌ى نشانه‌هاى صدقى كه راه آن گمراه نيست . . .