گفت :
« إذا كان لك جليساً ، و لم ترلن نفسك سواه أنيساً . »
هنگامى كه خداوند همنشين تو باشد و براى خود غير او مونسى نبينى .
گفتم :
« فمتى أحبّ ربّى ؟ »
پس چه وقت پروردگارم را دوست دارم ؟
گفت :
« إذا كان ما أسخطه عندك أمر من الصّبر . »
وقتى آن چيزى كه خدا را به غضب در مىآورد نزد تو تلختر از مادّهى تلخ باشد .
پرسيدم :
« فمتى أشتاق إلى ربّى ؟ »
پس چه وقتى مشتاق پروردگارم مىشوم ؟
گفت :
« إذا جعلت الآخرة لك قرار ، و لم تسمّ الدّنيا لك مسكناً و داراً . »
هنگامى كه آخرت براى تو خانهى ثبات قرار داده شود و دنيا برايت تنها مسكن و خانه ناميده نشود .
- كسى از وى پرسيد :
« كيف السّبيل إلى التّواضع ؟ »
راه به سوى تواضع چگونه است ؟
گفت :
« إفهم ما ألقى إليك ؛ من أراد سلطان اللَّه ، ذهب سلطان نفسه ؛ لِأنّ النّفوس كلّها حقيرة عِند هيبتِهِ ، و من أشرفِ التّواضع أن لا ينظر إلى نفسه دون اللَّه ، و معنى قول النّبىّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - : « مَن تواضع ، رفعه اللَّه » : من تذلّل بالمسكنة و
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 342
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٤٢