برادرم ، صدق حالتت را كه بر آن هستى بر موافقت كتاب و سنت ، به خدا ادا كن و پانگذار و بدان جايى كه جايت نيست بالا نرو تا قدمت بلغزد ؛ زيرا وقتى قدمت لغزيد ساقط نگشتى بلكه هنگامى كه بالا رفتى ساقط گشتهاى و دورى كن از اين كه براى رسيدن به امر مشكوك آن چه را كه يقين مىدانى ترك كنى .
- از وى پرسيدند :
« بم عرف العارفون ربّهم ؟ »
به چه چيزى عارفان پروردگارشان را شناختند ؟
گفت :
« إن كان بشىء ، فبقطع الطّمع و الإشراف منهم على اليأس ، مع التّمسّك منهم بالأحوال الّتى أقامهم عليها ، و بذل المجهود من أنفسهم ، ثم إنهم وصلوا بعد إلى اللَّه . باللَّه . »
اگر معرفت به چيزى باشد ، به واسطهى قطع طمع و تسلط ايشان بر نااميدى از غير حق با تمسّكشان بر حالاتى كه خداوند ايشان را بر آن داشته و طاقت خود را [ در راه آن ] خرج كردن است ، سپس ايشان بعد از اين با تكيه به خداوند به او مىرسند .
- يوسف بن حسين از وى پرسيد :
« ما علامة الأخوّة [ الْاخْوان ] فى اللَّه ؟ »
نشانهى برادرى براى خداوند چيست ؟
گفت :
« ثلاث : الصّفا ، والتّعاون ، والوفاء ؛ فالصّفاء فى الدّين ، والتّعاون فى المواساة ، والوفاء فى البلاء . »
سه چيز است : صفاو كمك كردن به يكديگر و وفاء ، صفا در دين و تعاون در رسيدگى به يكديگر در نيازمندىها و وفاء در بلاها .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 340
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٤٠