تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
سپس گفت : « الدّنيا والخلق ، للَّه‌عبيد ، خلقَهم للطّاعة ، و ضمن لهم أرزاقهم ، و نهاهم و حذّرهم و أنذرهم ، فحرصوا على ما نهاهم اللَّه عنه ، و طلبوا الأرزاق ، و قد ضمّنها اللَّه لهم ، فلاهم فى أرزاقهم استزادوا . » دنيا و مخلوقات بندگان خدايند ، آن‌ها را براى اطاعتش آفريده و ضامن روزيشان شده و آن‌ها را نهى كرده و برحذر داشته و ترسانيده ، پس آن‌ها بر آن چه او از آن‌ها نهى كرده حريص شدند و دنبال روزى رفتند در حالى كه خداوند حتماً آن را براى ايشان ضامن شده ، پس ايشان در روزىهايشان زياد نكردند . سپس گفت : « عجباً لقلوبكم كيف لا تتصدّع ! و لا لِاجسامِكم كيف لا تتضعضع ! إذا كنتم تسمعون ما أقول لكم ، و تعقِلون . » عجب است براى دل‌هاى شما چگونه متلاشى نمىشود و جسم‌هاى شما چگونه خاضع نمىشود ، وقتى كه آن چه را براى شما گفتم گوش دهيد و تعقل نماييد . - پرسيدند : « ماالّذى أنصب العباد و أضناهم ؟ » چه چيزى بندگان را به زحمت انداخته و آن‌ها را سنگين كرده است ؟ گفت : « ذكرالمقام ، و قلّة الزاد ، و خوف الحساب . » ياد ايستادن در پيشگاه حق و كمى توشه و ترس از حساب . سپس گفت : « و لم لاتذوب أبدان العمّال ، و تذهل عقولهم ، والعرض اللَّه أمامهم ، و قرآئة كتبهم بين أيديهم ، والملآئكة وقوف بين يدى الجبّار ، ينتظرون أمره فى الأخيار و الأشرار . »