تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
و چرا بدن عمل كنندگان آب نمىشود و عقل آن‌ها از بين نمىرود در حالى كه عرضه‌ى بر خداوند پيش رويشان و خواندن كتاب‌هايشان در پيششان و ملايكه نزد خداوند جبّار ايستاده‌اند و درباره‌ى خوبان و بدان منتظر امرش مىباشند . سپس گفت : « مثلوا هذا فى نفوسهم ، و جعلوه نصبُ أعينهم . » اين امور را در درونشان نمودار كرده و آن را در پيش چشمشان قرار داده‌اند . - به وى گفتند : « كيف أصبحتَ ؟ » ؛ ( چگونه صبح كردى ؟ ) گفت : « أصبحتُ مقيماً على ذنبٍ و نعمةٍ ، فلا أدرى من الذّنب أستغفر ، أم على النّعمة أشكر ؟ » صبح كردم در حالى كه بر گناه و نعمت پابرجا هستم ، نمىدانم از گناهم توبه كنم يا بر نعمت شكر گذارم . - پرسيدند : « كيف أصبحتَ ؟ » ؛ گفت : « أصبحتُ بطّالًا على العبادة ، متلوّثاً بالمعاصى ، أتمنّى منازل الأبرار ، و أعمل عمل الأشرار . » صبح كردم در حالى كه بسيار باطل كننده‌ى عبادت و آلوده‌ى گناهان هستم ، مقام‌هاى نيكان را آرزو دارم در حالى كه كار اشرار را انجام مىدهم . - كسى از وى پرسيد : « متى تصحّ لى عُزلة الخلق ؟ » چه وقت براى من كناره‌گيرى از خلق صحيح است ؟ گفت : « إذا قويتَ على عزلة نفسك . » هنگامى كه بر كناره‌گيرى از خودت قوّت پيدا كردى .