و چرا بدن عمل كنندگان آب نمىشود و عقل آنها از بين نمىرود در حالى كه عرضهى بر خداوند پيش رويشان و خواندن كتابهايشان در پيششان و ملايكه نزد خداوند جبّار ايستادهاند و دربارهى خوبان و بدان منتظر امرش مىباشند .
سپس گفت :
« مثلوا هذا فى نفوسهم ، و جعلوه نصبُ أعينهم . »
اين امور را در درونشان نمودار كرده و آن را در پيش چشمشان قرار دادهاند .
- به وى گفتند : « كيف أصبحتَ ؟ » ؛ ( چگونه صبح كردى ؟ ) گفت :
« أصبحتُ مقيماً على ذنبٍ و نعمةٍ ، فلا أدرى من الذّنب أستغفر ، أم على النّعمة أشكر ؟ »
صبح كردم در حالى كه بر گناه و نعمت پابرجا هستم ، نمىدانم از گناهم توبه كنم يا بر نعمت شكر گذارم .
- پرسيدند : « كيف أصبحتَ ؟ » ؛ گفت :
« أصبحتُ بطّالًا على العبادة ، متلوّثاً بالمعاصى ، أتمنّى منازل الأبرار ، و أعمل عمل الأشرار . »
صبح كردم در حالى كه بسيار باطل كنندهى عبادت و آلودهى گناهان هستم ، مقامهاى نيكان را آرزو دارم در حالى كه كار اشرار را انجام مىدهم .
- كسى از وى پرسيد :
« متى تصحّ لى عُزلة الخلق ؟ »
چه وقت براى من كنارهگيرى از خلق صحيح است ؟
گفت :
« إذا قويتَ على عزلة نفسك . »
هنگامى كه بر كنارهگيرى از خودت قوّت پيدا كردى .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 338
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٣٨